ادبيات فارسي - گام به گام

فهرست مقاله
ادبيات فارسي - گام به گام
دروس5 تا 8
دروس9 تا12
دروس13تا16
دروس17 تا20
دروس20تا24
همه مقالات

 

درس اول

با تو ياد هيچ كس نبود روا


آنچه مي خوانيد چند بيت نيايش از مثنوي مولانا (604 – 672 ه‍.ق) است. (قرن هفتم)

بيت اول :

اي خداي مهربان و بخشنده ، اي كه از فضل و بخشش تو حاجت هر نيازمند برآورده مي شود، با بودن خدايي چون تو، شايسته نيست . كه بنده به ديگري روي آورد و از غير تو ياري بخواهد.


بيت 2 :

خدايا ، داشن اندك ما را كه همچون قطره اي از درياهاست. به درياهاي دانش بيكران خود متصل كن

بيت 3 :

خدايا، همان قطره كه از درياي معرفت دانش خود به ما بخشيدي، از آلودگي به هوا و هوس و گرايش هاي مادي و لذت هاي جسماني حفظ كن.


بيت 4 :

خدايا همچون پرندگان حريص و گرسنه اي كه در مسير پروازشان دام هاي پردانه ي بسياري گسترده شده، در مسير زندگي ما نيز امكان لغزش و خطا و گمراهي بسيار است.


بيت 5 :

اما اگر در هر قدم از مسير زندگي ماف هزاران قطر باشد، نگراني و اندوهي نداريم زيرا مي دانيم كه تو براي خداي مهربان، هرگز بنده ات را تنها گذاري.


بند 6 :

از خدا مي خواهيم كه ما را موفق كند كه بنده ي ، مطيع و شاد باشيم. زيرا بنده ناسپاس و نافرمان از لطف پروردگار محروم خواهد شد.


بند 7 :

انسان ناسپاس و گمراه تنها به خودش بدي نمي كند، اخلاق رفتار بد او مانند آتش به همه جا سرايت مي كند و به همه زبان مي رساند.

 

خودآزمايي درس 1 :


1. در درس ستايش خدا و پيغمبر بين كدام كلمات آزايه ي «سجع ديده مي شود؟ (مثال : تابنده و پاينده)

سجع همانندي كلمات در پايان دو جمله يا بيشتر است.


آفريننده اي است كه پرستيدن اوست سزاوار، دهنده اي است كه خواستن جز او نيست خوش گوار . هست كننده از نيست كننده از هستي


كلمات سجع در ساير عبارات درس :

خواري و سروري / زيبنده و درخورنده / گزيد و رسيد / باز پسين و پيشين / بندي و پندي / راه نماينده و آگاهاننده / ستوده و شنونده / بركار و خار

2. منظور از جملات پاياني متن چيست؟

منظور از جملات «تا باد و آب و ......» اين است كه تا جهان باقي است.

3. متصل گردان به درياهاي خويش يعني چه ؟

خدايا ، دانش و معرفت ما را بيشتر كن

4. چرا بي ادب از لطف پروردگار محروم مي شود؟

زيرا با نافرماني و ناسپاس خود نشان مي دهد كه لايق بهره برداري از نعمتهاي بي كران پروردگار نيست.

 

فصل اول انواع ادبي (1)


درس دوم - ادبيات حماسي

فصل اول – انواع ادبي (1)

دسته بندي آثار ادبي به ما كمك مي كنند تا آن را آسان تر و بهتر بشناسيم و ارزيابي كنيم.
گذشتگان ما آثار ادبي را بر اساس صورت و شكل ظاهري تقسيم بندي مي كنند.
چنان كه قالب هاي شعر فارسي را – به جز دو قالب قصيده و غزل – بر اساس شكل ظاهري يعني طرز قرار گرفتن قافيه ها و مقدار ادبيات، نام گذاري كرده اند، هم چنين آثار نثر فارسي را با توجه به شيوه نگارش آن ، به نثر ساده ، نثر سجع و ...... دسته بندي و نام گذاري كرده اند.


در ادبيات جهان ، آثار ادبي بر اسسا «انديشه و محتوا» به چهار نوع اصلي تقسيم و دسته بندي شده اند:


1. ادبيات حماسي


2. ادبيات نمايشي


3. ادبيات غنايي


4. ادبيات تعليمي

 

درس 2 – ادبيات حماسي :


تعريف اثر حماسي :

حماسه در اصطلاح روايتي داستاني است كه از تاريخ تخيلي يك ملت كه با قهرماني ها و اعمال و حوادث خارق العاده در مي آميزد. اثر حماسي داراي چهار ويژگي است :


1. به صورت داستان است


2. مربوط به يك ملت است


3. در بردارنده قهرماني و دلاوريهاست


4. حوادث و رويدادهاي غيرعادي در آن ديده مي شود


ويژگي اصلي اثر حماسي تخيلي بودن و شكل داستاني آن است.


قهرمان يك اثر حماسي انساني آرماني و برتر است. نظير رستم در شاهنامه فردوسي در آثار حماسي حوادث غيرطبيعي و خلاف عادت فراوان است. اين رويدادها نشان دهنده ي آرمان ها و آرزوهاي بزرگ يك ملت در زمينه هاي اخلاقي و نظام اجتماعي است. و عقايد كلي آن ملت را درباره مسائل اصلي انساني مانند آفرينش، زندگي و مرگ بيان مي كند. بزرگترين حماسه سراي ايران حكيم ابوالقاسم فردوسي، حدود 370 ه‍.ق (نيمه دوم قرن چهارم) نظم شاهنامه را آغاز كرد و بيش از سي سال براي سرودن آن رنج مي برد. شاهنامه را مي توان به سه بخش اساطيري، حماسي و تاريخي تقسيم كرد.
غم نامه ي رستم و سهراب كه از برجسته ترين داستانهاي شاهنامه است مربوط به بخش حماسي است.

 

رزم رستم و سهراب (1)

معاني اشعار و ادبيات درس :


رستم به هنگام ترك شهر ، نزد تهمينه آمد و مهره اي را كه بر بازو داشت:


بيت2 :

رستم مهره را به همسرش، تهمينه داد و گفت : از اين مراقبت كن . اگر تقدير تو را صاحب كرد، اين مهره را به گيسوي او بياويز.

بيت 3 :

و اين كار را در زماني مناسب و مبارك و با اميدواري و خوش بيني انجام بده

بيت 4 :

ولي اگر تقدير و سرنوشت‌ تو را صاحب پيدا كرد، اين مهره را كه نشان و ياد بود پدر اوست به بازويش ببيند

بيت5 :

پس از گذشت نه ماه، از تهمينه پسري متولد شد كه مثل ماه تابان بود

بيت 6 :

چون كودك چون كودك هنگام خنديدن چهره اش سرخ شد و مانند گل شاداب، شكفت، مادرش، تهمينه، نام او را سهراب (=سرخ آب) گذاشت.

بيت 7 :

هنگامي كه سهراب يك ماهه شد، جثه اش مانند كودك يك ساله بود بدنش با وجود خردسالي، مانند بدن پدرش ورزيده بود.

بيت 8 :

وقتي كه سهراب ده ساله شد. آنچنان قوي شده بود كه در توان زمين كسي توانايي مبارزه با او را نداشت.

بيت 9 :

فرزندم، نو پسر رستم، آن پهلوان قوي و نيرومندي ، تو از نسل زال، سام و نريماني

بيت 10 :

تهمينه ادامه داد كه از زماني كه خداوند جهان را آفريده است تا اين زمان ، پهلواني مانند رستم آفريده نشده است.

بيت 11 :

سهراب گفت : در حاليكه جهان پهلواني چون رستم، پدر من است و فرمانده ي رشيد و دلاوري چون من، فرزند اوست، كسي جز ما شايستگي پادشاهي را ندارد.

بيت 12:

افراسياب به فرماندهان سپاهي كه همراه با سهراب عازم ايران مي شدند سفارش كرد كه اين راز همچنان بايد نهفته بماند و رستم و سهراب نبايد همديگر را بشناسند.

بيت 13 :

پسر (سهراب) نبايد كه پدرش را بشناسد كه اگر چنين شود، به پدرش (رستم) دل بستگي عميقي پيدا خواهد كرد.

بيت 14:

شايد كه به خاطر ناشناس ماندن آن پهلوان نيرومند و كهن سال (رستم)، به دست اين شير مرد جوان كشته شود.

بيت 15:

پس از آنكه رستم به دست سهراب كشته شد، كار سهراب را هم بسازيد و يك شب او را در خواب به قتل برسانيد.

بيت 16:

كاووس به سپهسالار خود دستور داد كه برو و رستم را دستگير كن و به دار بياويز و ديگر هرگز درباره ي او با من سخن مگو.

بيت 17:

مفهوم گرز و شمشير كينه را از كف افكندن و دست از جنگيدن و مبارزه كشيدن است
بيت 18 :

دل من به تو علاقه و تمايل دارد و تصور جنگ با كسي چون تو، عرق شرم بر چهره ام مي نشاند.
بيت 19:

شب گذشته، تصميم من و تو، اين بود كه هم اكنون با هم مبارزه كنيم.

بيت 20 :

من و تو با هم مبارزه مي كنيم. نتيجه اين بازي بي ترديد همان خواهد بود كه خداوند اراده كرده است.

 

خودآزمايي درس 2:


1 – يكي از ويژگيهاي داستان هاي حماسي، وجود حوادث خارق العاده است. به كدام قسمت داستان چنين موردي ديده مي شود؟

چون يك ماه شد همچو يك سال بود / برش چون بر رستم زال بود


چون سال شد، زان زمين كس نبود / كه يارست با وي نبرد آزمود


رشد و بلوغ جسماني رستم گونه و حيرت انگيز سهراب و اينكه او در سنين نوجواني و پهلواني و نيرومندي، در توان زمين بي رقيب است و به عنوان سردار سپاهي عظيم، به ايران لشكر كشي مي كند، از صحنه ها و رويدادهاي خارق العاده ي اين داستان حماسي است.

2 – افراسياب با فرستادن سپاه به ياري سهراب، چه هدفي را دنبال مي كرد؟

او اميدوار بود، رستم كه فرمانده ي قدرتمند سپاه ايران است . به دست فرزندش كشته شود، سپس خود سهراب در حالي كه در خواب است. به دستور او به قتل برسد. در اين صورت افراسياب همه از جانب ايران و همه از جانب سهراب . كه فرمانده دلاور سپاه خود اوست ، آسوده خاطر مي شود.

3 – هدف سهراب از لشكر كشي به ايران چه بود؟

كه پدر خود را بيابد، كاووس (پادشاه ايران) را از تخت بردارد و پدر را به پادشاهي ايران برساند، آنگاه به توان زمين باز گردد، افراسياب را نيز از حكومت بركنار كند و خود پادشاه توران شود.

4 – با توجه به مصراع «به گردن لشكر سپهدار گفت» مقصود از «سپهدار» كيست؟

افراسياب



 

درس سوم
رزم رستم و سهراب (2) خودآزمايي درس 3 : 1. در كشته شدن سهراب ، چه كسي يا كساني را مقصر مي دانيد ؟ چرا؟
الف - افراسياب . كه سهراب را براي رفتن به ايران تشويق مي كند و به او وعده تاج و تخت مي دهد. اما قصد دارد، سهراب را نيز در بازگشت به توران، به قتل برساند.
ب – خود سهراب كه به نيروي جواني اش مغرور است و رقيبي در مبارزه ندارد
پ – رستم كه به خاطر بدبيني ، اظهار علاقه ي سهراب و پيشنهاد او براي منصرف شدن از جنگ را نيرنگ تصور مي كند.
ت – كاووس پادشاه ايران ، كه از دادن نوش دارو براي نجات سهراب در زمان مناسب، خودداري مي كند.

ث – و از همه مهم تر از ناگشوده ي تقدير و سرنوشت است

2 – در گذشته، گاه متمم با دو حرف اضافه مي آمده است، مثل «به گيسوي او بر = بر گيسوي او» در اين درس نمونه ديگري از اين كاربرد را پيدا كنيد.
بر زمين بر = بر زمين، در مصراع در زدش بر زمين بر به كردار شير
3- نمونه اي از ابيات موقوف المعاني را در درس بيابيد.
موقوف المعاني آن است كه معني بيت ، با بيت ديگر كامل مي شود
به سهراب گفت : اي يل شير گير / كمند افكند و گرز و شمشير گير

دگرگونه تر باشد، آيين ما / جز اين باشد آرايش دين ما

4 - تفاوت مثنوي با غزل را بنويسيد مثنوي قالبي است كه در آن هر بيت قافيه اي جداگانه دارد يعني هر دو مصرع، هم قافيه اند. چون قافيه پيامي تغيير مي كند و شاعر از نظر قافيه با مشكل مواجه نيست. اين قالب براي سرودن داستانهاي طولاني است . ليلي و مجنون ، مثنوي و معنوي غزل ، قالب شعري است كه ابيات آن معمولاً بين 7 تا 13 بيت است. قافيه در دو مصرع بيت اول و پايان بيت هاي بعدي مي آيد. مضمون آن معمولاً بيان عواطف و احساسات است.
بياموزيم1:
يادآوري آرايه ها و اصطلاحات ادبي :
1. قافيه :
در پايان مصرع ها يا در پايان ابيات، كلماتي آورده مي شود كه يك يا چند حرف اصلي آخر آن ها يكسان است. به اين كلمات كلمات قافيه و به حرف يا حروف اصلي يكسان آخر آن ها «قافيه» گفته مي شود.

2. رديف :
رديف كلمه يا كلماتي است كه در پايان مصرع ها يا بيت ها، پس از قافيه عيناً تكرار مي شود و معني آن كلمه نيز يكسان است . اگر كلمات پاياني تنها از نظر شكل و نگارش يكسان باشند و معني آن ها يكسان نباشد، كلمات قافيه به حساب مي آيند نه دريف.

3. سجع :

به هماهنگي كلمات پاياني دو جمله يا بيشتر، اصطلاحاً سجع گفته مي شود.

سجع در نثر، مانند قافيه است در شعر به نثري كه دوران سجع است ، نثر مسجع و آهنگين مي گويند.

4. تضاد :
كاربرد هنرمندانه دست كم دو كلمه كه معناي آنها مخالف هم باشد، آرايه ي تضاد ناميده مي شود. نام ديگر آرايه ي تضاد ، طباق است.

همت كننده از نيستي / نيست كننده پس از هستي . هست كننده و نيست كننده
5. تشبيه :

همانند كردن دو يا چند پديده به يكديگر است. به شرط آنكه بين آنها شباهت يا شباهت هايي وجود داشته باشد. هر تشبيه داراي چهار ركن است.

الف – مشبه چيزي يا كسي كه آن را به چيزي يا كسي ديگر تشبيه مي كنيم.
ب – مشبه به : چيزي يا كسي كه مشبه مانند آن شده است

پ – وجه شبه : همانندي يا همانندي هاي موجود بين مشبه و مشبه به

ت – ادوات تشبيه : كلمه اي كه رابطه ي تشبيه را برقرار مي كند از جمله چون، مانند، نظير........
تنش چون بيد لرزان است

تن -> مشبه / چون -> ادوات تشبيه / بيد -> مشبه به / لرزان -> وجه شبه

6 – تشخيص :

نسبت دادن حالات و رفتار انسان به غيرانسان ، آرايه ي «تشخيص» ناميده مي شود.

7 – نماد :

نماد يا نشانه پديده اي است كه چون ويژگي و صفتي را در حد فريادي در خود دارد، مظهر و سمبل آن ويژگي شده است. مانند شير كه نماد قدرت است.

جهاد -> نماد آزادي و خرمي

دريا -> عظمت و بخشندگي

8 – ضرب المثل :

ضرب المثل جمله اي است بسيار كوتاه و پرمغز و پند آموز كه در ميان مردم رايج شده است.

مانند :

باد آورده را باد مي برد. به مفهوم هر چه بدون زحمت بدست مي آيد. انسان قدر آن را نمي داند و زود هم از دست مي رود.

9 – لطيفه هاي ادبي :

لطيفه هاي ادبي سخني است كه حاوي نكته اي «لطيف و عبرت آموز است و طرز بيان آن طنز است»

10 – قطعه :

قطعه قالبي است كه مصراع هاي زوج (دوم) بيت هاي آن هم قافيه اند. محتوا و مضمون قطعه غالباً «پند و اندرز » است. كوتاه هترين قطعه از دو بيت تشكيل مي شود.

11. مثنوي :

مثنوي شعري است كه دو مصرع، دو مصرع هم قافيه اند. مثنوي به دليل آساني قافيه براي سرودن داستان ها و نشان
¢ *مطالب طولاني مناسب است. اگر كلمات قافيه را به ترتيب با علامت هاي * دهيم، قالب مثنوي بدترين شكل است.
كوتاه ترين مثنوي دو بيت دارد.

12. غزل :

غزل شعري است كه قافيه در مصرع نخست و تمام مصرع هاي زوج آن رعايت مي شود و محتواي آن معمولاً بيان عواطف و احساسات است.

اگر كلمات قافيه را به علامت ستاره نشان دهيم نمودار قالب غزل به صورت زير است.
تعداد ابيات قصيده معمولاً بيش از غزل است.

 

درس چهارم قطعه هاي نمايشي
تعريف ادبيات نمايشي :
گونه اي از ادبيات است كه براي نمايش و اجرا در صحنه، نوشته مي شود.

مسابقه ي ادبيات نمايشي :

ادبيات نمايشي بيشتر در يونان و دوم مسابقه داشته است.

موضوع اساسي ادبيات نمايشي :

تحليل روحيات انسان و نحوه برخوردار با حوادث وظيفه ي اساسي و ادبيات نمايشي است.

انواع ادبيات نمايشي :

ادبيات نمايشي در غرب به سه شاخه ي كلي تقسيم مي شود:
الف – تراژدي

ب- كمدي

پ – درام


تعريف نمايش نامه ي تراژدي :

تصوير ناكامي اشخاص برجسته است.

تعريف نمايش نامه ي كمدي :

تجسم عيوب و رذيلت هاي اخلاقي است به گونه اي كه مايه ي خنده باشد.

تعريف نمايش نامه درام :

نمايش نامه اي است كه در آن، شكل عادي زندگي با همه تضادها و تعارض ها ارائه مي شود.

درون مايه ي ادبيات نمايشي :

درون مايه و محتواي نمايش نامه ها ممكن است ديني، ملي و سياسي و اجتماعي باشد.

مسابقه ي نمايش در ايران :

در ايران مسابقه نمايش به شيوه امروزي در حدود صد سال است اما تعزيه كه نوعي هنر ديني و نمايشي مذهبي به شمار مي رود، نمونه اي از ادبيات نمايشي به شيوه ايراني است كه از ديرباز براي شهداي كربلا اجرا مي شده است.
علاوه بر تعزيه ، نقاشي ، شبيه خواني، نمايش روحوضي و سياه بازي، جلوه هاي ديگري از ادبيات نمايشي رايج در ميان ايرانيان بوده است.


نكته :

تعزيه از قرن هاي اول و دوم اسلامي در ميان مردم رايج بوده است اما در زمان «آل بويه» به صورت رسمي شكل آيين و تشريفات خاص به خود گرفت «دوره هاي صفويه» به رونق و جلال آن افزوده شد و با در آميختن با جلوه هايي از نمايش هاي محلي و موسيقي ، صورتي اصيل و هنري به خود گرفت.


توضيح :

1. نمايش روحوضي يا تخت حوضي كه شكل اجرايي آن متعلق به دوره قاجاريه است از نظر سادگي زبان و صورت اجرا شباهت زيادي به تعزيه دارد با دو تفاوت 1 – زبان نمايش روحوضي عموماً نثر است و نظم كه گاه پديدار مي شود و برعكس تعزيه كه زبان آن اغلب شعرگونه است ، 2 – نمايش روحوضي عموماً داراي مايه هاي فكاهي است و از مطالبه طنز و طعنه و بطور كلي انتقاد اجتماعي سرشار است.
خودآزمايي درس 4 :

1. همان گونه كه در تعرف درس گفته شد، در اجراي تعزيه گاه نارسايي هايي در وزن و قافيه ايجاد مي شد. دو نمونه را در متن پيدا كنيد.

در بيت ، «برادر جان ز جا برخيز و آور ذوالجناح امروز/ كه از بهر جهاد اهل كين گردم سوارامروز» واژه ي امروز رديف است و بيت و قافيه ندارد.
در بيت «بدان يك ساعت ديگر من و تو از جاف و كين/ شويم لب تشنه بي سر از ستم هاي شرار امروز»
دومين هجاي دو مصراع با هم تفاوت دارند.

2 – در تعزيه چهره هاي منفي ومخالف، تعبيرها و توضيحات مثبتي در وصف امام و ياران وي وجود دارند، دو نمونه رادر متن بيابيد.

ابن سعد : خطاب به من به تو عباس، اي دلير جهان ..............
عمر سعد : ...........كنيد حمله به يك بار بر امام زمان

شعر : امير جهان، الحذر، الحذر = ز عباس ، شير ژيان ، الحذر


3 – تئاتر و تعزيه چه فرقي با هم دارند؟

تعزيه بر خلاف تئاتر، غالباً به زبان شعر است ، موضوع آن محدود به وقايع عاشورا و درون مايه ي آن نيز همواره مذهبي بوده است.

 

آزمون فصل 1: (بدون پاسخ)

1. با توجه به جمله ي «هر كاري كه با نام خدا آغاز نشودف ابتر است».
الف – معني ابتر چيست؟

ب : اعمال انسان در چه صورتي ارزشمند و ماندگار است؟


2 . در عبارت زير، كداميك از دروازه هاي داده شده صحيح است؟

«آن كه انتقام مي گيرد» يك روز خوش حال است. اما آن كه (مي بخشد، مي بخشايد) يك عمر


3.واژه ي «نعت و منقبت» به معني .........و ..........است.


4 . كتاب «تاريخ جهان گشا» نوشته ي (....) است. اين كتاب كه متعلق به قرن (.......) است، شرح (.....) است.


5. در اين جمله ، معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد : دهنده اي كه خواستن جز از او نيست خوش گوار ..........و ............


6 – دو آرايه ي ادبي كه در اين عبارت بكار رفته است نام ببريد : «همت كننده از نيستي، نيست كننده پس از هستي»

الف - .................
ب - ...................


7- با توجه به اين كه مرجع سه مورد ضمير «او» در عبارت زير متفاوت است ، عبارت را معني كنيد:

«هر كه از روي ناداني نه او را گزيد، گزند او به ناچار به او رسيد»

8 – در جمله هاي «درود بر پيمبر بازپسين، پيش رو پيامبران پيشين»‌كلمات مشخص شده ، چه آرايه هايي به حساب مي آيند؟

الف - .....................

ب- ......................

9 - معني واژه ي «نيوشيدن» چيست؟


10- مفهوم اين جمله ها چيست؟ «تا باد و آب و آتش و خاك در آفرينش بر كار است و گل بر شاخسار، هم بستر خار»


11. در عبارت مسئول شماره (10) سه آرايه ادبي را معرفي كنيد

الف ..........

ب.................
پ.................

12 – معني اين مصراع را بنويسيد ، اي خدا، اي فضل تو حاجت روا

13 – با توجه به بيت «قطره دانش كه بخشيدي ز پيش / متصل گردان به درياهاي خويش»

الف – منظور از «درياها» چيست؟

ب – شاعر از خدا چه مي خواهد؟


14 – در بيت «صدهزاران دام و دانه است اي خدا / ما چو مرغان حريص بي نوا » منظور از «صدهزاران دام و دانه » چيست؟


15 – گذشتگان آثار ادبي بطور عمده ، بر اساس ..........تقسيم و دسته بندي كرده اند.


16 – تقسيم بندي قالب هاي شعر فارسي، به جز دو قالب ......و .......براساس شكل ظاهري آنها صورت گرفته است


17 – در ادبيات جهان ، آثار ادبي را بر اساس و انديشه و محتوا به چهار نوع اصلي تقسيم كرده اند:

الف ............./
آب ........../

پ ..............

ت ...............


18- يك اثر «حماسي» داراي چه ويژگيهايي است؟

الف -

ب –

پ –

ت –


19 – قهرمان حماسه ، داراي چه ويژگيهايي است؟


20 – از هر توضيح زير كداميك صحيح است؟

الف – در آثار حماسي حوادث غيرطبيعي و خلاف عادت به ندرت ديده مي شود

ب – در آثار حماسي حوادث غيرطبيعي و خلاف عادت فراوان است


21 – شاهنامه را به سه بخش مي توان تقسيم كرد:

الف – اساطيري

ب –

پ –


22 – داستان رستم و سهراب، متعلق به كداميك از سه بخش شاهنامه است؟


23 – مفهوم مصرع دوم بيت زير چيست؟

بگيرد و به بازوي او بربدوز / به نيك اختر و فال گيتي فروز


24 – باتوجه به مصرع «ورايدون كه آيد ز اختر پسر»

الف – معني «ورايدون» چيست ؟

ب – مصراع بيانگر كدام عقيده ي پيشينيان است؟

پ – منظور از اختر چيست؟


25 – با توجه به بيت

«ز كشتي گرفتن سخن بود دوش / نگيرم فريب تو، زين درمكوش»

الف – معني «كشتي گرفتن» چيست؟

ب – مفهوم «نگيرم فريب تو » چيست؟

پ – مفهوم «زين در مكوش» چيست؟


26 – در مصراع «دگر گرفته تر باشد آئين ما» معني «دگرگونه تر» چيست؟

27 – با توجه به بيت «چو سهراب شيراوژن او را بديد / ز باد جواني دلش بردميد»

الف - «اوژنيدن» يعني چه ؟

ب – مفهوم «شيراوژن» چيست؟

پ – منظور از باد چيست؟

ت - مفهوم مصرع دوم چيست؟


28 – بيت زير را كامل و روان كنيد

از اين خويشتن كشتن اكنون چه سود / چنين رفت و اين بودني كار بود


29 – پيوستگي و وابستگي معنايي در بيت يا بيشتر ، اصطلاحاً ........ناميده مي شود.


30 – در عبارت زير چهارركن تشبيه را دقيقاً مشخص كنيد.

جواني مانند جاده اي لغزنده است كه بايد با احتياط از آن گذشت


31 – به چه نوشته اي «لطيفه هاي ادبي» گفته مي شود.

32 – كدام قالب شعري براي سرودن داستانها و مطالب طولاني مناسب است؟چرا؟

33 – هر يك از توضيحات زير، كداميك از انواع ادبيات نمايشي را معرفي مي كند؟

الف – در اين نوع ادبيات نمايشي،عيوب و رذيلت هاي اخلاقي بگونه اي خنده آور نشان داده مي شود.
ب – در اين نوع ادبيات نمايشي ناكامي اشخاص برجسته به نمايش گذاشته مي شود.
پ – در اين نوع ادبيات نمايشي نشان دهنده ي شكل عادي زندگي است با همه تضادهايش

 


خودآزمايي درس 5 :

ا – دو نمونه از اعتقادات عياران را در متن بيابيد و بيان كنيد : با توجه به گفت و گوي سمك و آتشك با يكديگر، عياران «به عهد و پيمان خود پاي بندي داشته اند» : «رازدار» و «جوان مرده» بوده اند.


2 – كدام ضرب المثل اين درس در زبان امروز رايج است؟

شيرآمدي يا روباه ؟


3 – در سخن ((انگشتري به من داد تا چون تو را پيش مي برم. از عهده اي من كار من بيرون آيد)) انگشتري به من داد بيانگر چه مفهومي است؟

با دادن انگشتربه عنوان تضمين به من قول داد و مرا مطمئن كرد.

4 - سمك در گفتگوبا سياه گيل، چه كسي را برادر خود معرفي كرد؟

آتشك


5 – سه عبارات را كه در نثرامروز موجود است در متن پيدا كنيد.

ديروز قطران را دل سنگ ديدم ./ آتشك در دست و پاي سمك افتاد / شيرآمدي يا روباه ؟


6- كار سمك در مورد قطران خيانت بود يا سياست ؟ چرا؟

سياست بود زيرا عهد و پيماني بين آنها نبود كه خيانتي در امان باشد. سمك در اين ماجرا، مقابله به مثل كرد، يعني همان كاري را كرد كه خواستند با او بكنند.


7 – معادل امروزي «فروبريم» (بگذار تا فردا داری در ميدان فرو بريم)و «قفا زدن» چيست؟

برپا كنيم / پس گردني


8 – «گودال » و «گرد» با چه كلمه اي از درس ارتباط و لفظي معنايي دارد؟

با واژه ي «گو» در عبارت «گوي بود ، در آن گر رفت و به كمين نشست»

 

درس ششم داستان خير و شر:

نكته ها : كتاب «داستان هاي دل انگيز ادبيات فارسي به قلم «دكتر زهرا كيا» است. محتواي اين كتاب «بازنويسي چند داستان زيباي فارسي است. يكي از داسان هاي كتاب داستان هاي دل انگيز ادبيات فارسي داستان خير و شر است. ناخدا اين داستان كتاب «هفت پيكر» نظامي گنجوي است. خير و شر داراي پيام هاي بسياري است . محتوايي ترين پيام داستان اين است كه كشاكش بين نيكي و بدي هميشگي است ولي سرانجام خوبي بر بدي و نيك انديشي بر بد انديشي پيروز مي شود. معني ابيات شعر : بيت اول : بي درنگ آن سنگ گردن بها و درخشان را بيرون آورد و آن را پيش آن موجود پست (شر) كه مشك آبي با خود داشت : گذاشت .


بيت 2 : خير به شر گفت : من از تشنگي دارم مي ميرم، به من كمك كن و با دادن جرعه اي آب اين آتش تشنگي مرا بر طرف كن.


بيت 3 : از آن آب زلال و گواراي چون عسل يا از سرجوانمردي جرعه اي به من ببخش و يا آن را در برابر اين سنگ هاي قيمتي بفروش.


بيت 4 : خير به شر گفت : بلند شو ، شمشير و خنجر ( منظور وسيله اي نوك تيز است و همراه آن جرعه اي آب براي من تشنه بيار)


بيت 5 : چشم هاي مرا كه از شدت عطش مثل پاره هاي آتش سرخ و داغ شده بيرون آور و با دادن جرعه اي از آن آب گوارا، آتش تشنگي ام را خاموش و برطرف كن.


بيت 6 : شر كه خير را آماده ديد خبرش را درآورد و به سرعت بطرف خير كه مانند خاك خشك، تشنه ي آب و باران بود ، رفت .


نوك خنجر را به داخل حدقه ي چشم خير فرو برد و در حالي كه اصلاً از خاموش كردن چراغهاي روشن چشم او ، متأسف و ناراحت نبود . پس از آنكه تشنه را نابينا كرد به او آبي هم نداد، قصد حركت كرد.


لباس و وسايل مورد نيازش و آن سنگ قيمتي را برداشت و خير را كه نابينا شده بود، تنها بدون يا ر و آذوقه رها كرد.


بيت 7 : چشم هايي كه نابينا شده بودند، كاملاً مثل گذشته بهبود پيدا كردند.


بيت 8 : تنها فرزند من همين يك دختر عزير است و ثروت بسياري دارم.


بيت 9 : اگر به من دخترم علاقه داشته باشي و اينجا بماني، بيش ما از جان عزيرتر خواهي بود.


بيت 10 : تو را با رضايت كامل به عنوان داماد انتخاب خواهم كرد.


بيت 11 : همه گوسفندان و شترانم را به تو خواهم بخشيد تا از نظر سرمايه، كاملاً بي نياز شوي.


بيت 12: من همان هم سفرتشنه ي توام كه گوهرش را به سرقت بردي و من خوش بخت شدم و تو بدبخت


بيت 13: تو خواستي مرا بكشي اما خدا نخواست . چه خوش بخت است آن كس كه به خدا توكل كند و همواره از او کمک بخواهد.


بيت 14 : خداوند به من دولت داد و از من نگهداري كرد و اكنون مرا به مقام پادشاهي رساند.

بيت 15 : واي به حال تو كه آدم بد ذاتي هستي . تو قصد كشتن مرا دشاتي حالا خودت جان سالم برد نمي بري.


بيت 16 : شر گفت : درسته من به تو بدي كردم . اما تو به من امان بده و مرا بكش. به بدي من و كارم نگاه نكن و تلافي نكن زيرا اگر من بدي كرده ام به خودم كرده ام.


بيت 17 : هم چنان كه خير، خيرانديش است توشه ي و خير شر و بدي از تو سر نمي زند.

بيت 18 : چوپان لباس شر را گشت و آن را در سنگ قيمتي را كه در كمرش جاسازي كرده بود پيدا كرد.


بيت 19 : چوپان گوهرها را پيش خير آورد و گفت : سرانجام آن گروه هاي گم شده، به خیر كه قلبش چون گوهر پاك است برگردانده شد.

 

خودآزمايي درس 6 :
1- منظور از «خاك تشنه» در بيت

«شر كه آن ديد، دشنه بازگشاد / بيش آن خاك تشنه رفت چو باد» كيست؟
مقصود خير است. شباهت بين خير و شر و خاك تشنه‌، نياز شديد به آب و نيز فروتني و افتادگي است

2 – محوري ترين پيام داستان چيست؟ انسان خوب و بد هر دو نتيجه اعمال خود را در همين دنيا مي بينند

3 – چرا «شر» چشم هايش را از خير طلب كرد؟ شر به خير گفت : كه از او چيزي مي خواهد كه نتواند آن را پس مي گيرد.نيت قلبي او اين بود كه با كور كردن خير، اموالش را غارت كند و با رها كردن او در بيابان او را بكشد.

4 – با مطالعه ي داستان هابيل و قابلي در قرآن مجيد، چه وجه اشتراكي بين اين دو داستان ديده مي شود؟ موضوع كلي هر دو ، رويارويي با نيكي و بدي است . خير و هابيل، مظهر نيك آنديشي و شر و قابل مظهر حسادت و بد انديشي اند.
گوهر اول : لعل هايي كه شر از خير گرفت / گوهر دوم : خير كه قلبش مثل گوهر، پاك و بي ارزش بود.

 

بياموزيم (2)
استعاره :
هر گاه كسي يا چيزي را كه به كسي يا چيز ديگر مانند كنيم، آراي ي تشبيه پديد مي آيد، اگر از چهار ركن تشبيه، وجه شبه و يكي از دو ركن «مشبه» يا «مشبه به» را هم حذف كنيم ، تشبيه به استعاره تبديل مي شود.
تشبيه ، ادعاي همانندي دو چيز است. اما استعاره، ادعاي يكساني و يكي بودن است.


نمونه هاي استعاره در درس هاي گذشته :

چرخ گردون به خواست و فرمان او پاينده (چرخ گردان، استعاره براي آسمان)

درود بر پسين بازپسين – گره گشاي هر بندي (بند ، استعاره براي گرفتاري و سختي) قطره ي دانش كه
بخشيد ز پيش / متصل گردان به درياهاي خويش (درياها ، استعاره براي دانش بيكران الهي )
استعاره در حقيقت همان تشبيه است با اين تفاوت كه در استعاره يك طرف تشبيه (مشبه يا مشبه به )
ذكر مي شود. مثال براي حذف مشبه به (چهره اش شكفت (چهره به گل تشبيه شده است)

مثال براي حذف مشبه :

آبشاري طلايي بر شانه هايش ريخته بود (گيسوان به آبشار تشبيه شده است


درس هفتم طوطي و بقالي :

يكي از متون مهم و ارزشمند ادبي و عرفاني فارسي، مثنوي معنوي است. اين مثنوي سروده مولانا جلال الدين بلخي است. داراي بيست و شش هزار بيت است و در شش دفتر فراهم آمده است . مثنوي معنوي ، مطالب نغز (شيوا) و لطيف عرفاني و اخلاقي به شيوه تمثيل و حكايت بيان شده است . داستان طوطي و بقال در دفتر اول مثنوي آمده است. هدف و پيام داستان نشان دادن زيان ها و نادرستي داوريهاي سطحي و غيرمنطقي و نيز پرهيز از شتاب و اشتباه در قضاوت ، هنگام مشاهده ي تشابه دو پديده است.

 

خود آزمايي درس 7 :
1. رابطه دو بيت زير را با متن درس پيدا كنيد:

آن يكي شير است اندر باديه/ و آن دگر شير است اندر باديه

آن يكي شير است كادم مي خورد/ و آن دگر شير است كادم مي خورد
اين دو بيت و ابيات متن درس شماره 17 پيام يكساني دارند. در اين دو بيت، شير درنده كه در باديه (بيابان است) با شيرنوشيدني كه در باديه (ظرف بزرگ) است مقايسه شده است. هر دو در نام و محل، شباهت هاي ظاهري دارند اما تفاوتشان بسيار است آن يكي آدم مي خورد و اين يكي را آدم مي خورد.

2 – ارتباط آخرين بيت درس را با داستان تشريح كنيد مولاناف پيام خود را در آخرين بيت بطور آشكار بيان كرده است و آن اين است كه در انتخاب دوست و هم نشين بسيار احتياط كنيم همه از لحاظ ظاهر انسان هستيم اما چه بسار شيطان هايي كه در چهره انسان در مسير زندگي ظاهر مي شوند.

3 – چرا قياس طوطي خنده آور بود؟ او تنها به ظاهر قضاوت كرد چون خودش به خاطر ريختن شيشه حاوي روغن گل بخارات شد و موهاي سرش ريخت. تصور مي كرد كه هر كس كه سرش مو ندارد. مثل او به خاطر ريختن روغن گل مجازات شده است.

 

بياموزيم (2)
تمثيل :
آوردن حكايتي از روشن تر شدن مقصود تمثيل ناميده مي شود. چنانكه مولانا براي اينكه به ما سفارش كند كه بايد از زندگي ديگران عبرت بگيريم و اشتباهات آنها را تكرار نكنيم داستان شير و گرگ و روباه را بازگو مي كند. در اين داستان تمثيلي هر يك از حيوانات، خود نماد و نشانه ي چيزي هستند، شير نماد قدرت مطلق، گرگ نماينده ي انسان هاي خودبين و گستاخ و روباه نما و عبارت ديگران و پندپذيران از خود گذشته است) مولانا و مثنوي براي بيان مطالب اخلاقي و عرفاني خود از تمثيل بسيار بهره گرفته است. به كمك تمثيل مي توان بسياري از مفاهيم را به روشني منتقل كرد.

 

آزمون فصل 2 :

1 – قديم ترين و محبوب ترين و رايج ترين نوع ادبي در ميان ملت ها .......بوده است.

2 – مفهوم و پيام كلي بيت زير چيست؟
اي برادر، قصه چون پيمانه است /معني اندروي به سان دانه است

3 – داستان سمك عيار ما اغلب قصه هاي گذشته ادب فارسي چه تفاوت عمده اي دارد؟

4 – معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد : مي رفت تا از «طلايه» بگذشت ....../ در آن «گو» رفت و به كمين نشست ....../ در اين كار «تعبيه اي » است ........./ تو را به جان ، زينها مي دهد...............

5 – جمله هاي زير رابه شكل ساده بنويسيد:
الف – توا او را بخواستي بردن ..........
ب – تواني رفيق ..........................

6 – معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد:
توان شراب بسيار برخورد «پيمود» ........./هر چه يافت از زمينه و سمينيه با خود برد ......../ لشكر «شبيخون » آرند.........../

7 – اين جمله را معني كنيد : «آتشك ، هواي عياري اي كرده است»!

8 – دكتر «زهرا كيا» در كتاب «...........» دوستان خير و شر را از
مثنوي «............» سروده ي نظامي ، انتخاب و بازنويسي كرده و همراه چند دوستان بازنويسي شده ي زيباي ديگر، ارائه نموده است.

9- منظور از «ريگ» چيست يا كيست؟ چرا از اين تعبير استفاده كرده است؟

10- محوري ترين داستان خير و شر چيست؟

11 – از كلمات داده شده پاسخ هاي درست را برگزينيد:
تشبيه ، ادعاي (همانندي – يكساني) است در حالي كه استعاره ادعاي (همانندي – يكساني) است.

12 – در هر يك از ابيات زير، استعاره را كشيدن خط به دور آن دقيقاً مشخص كنيد
الف – قطره ي دانش كه بخشيدي ز پيش /متصل گردان به درياهاي خويش
ب – حالي آن لعلي آبدار گشاد / پيش آن ريگ آبدار نهاد
پ – شر كه آن ديد، دشنه بازگشاد / پيش آن خاك تشنه رفت چو باد
ت – آمد آورد پيش خير فراز / گفت : گوهر به گوهر آمد باز

13 – مثنوي معنوي ، اثر ........است، در اين كتاب مطالب نغز و زيباي .......به شيوه ي .........بيان شده است. اين مثنوي داراي ..........

14- تغييرات ايجاد شده در بيت زير را اصلاح كنيد:
«باغ قيام مي كند، سرو سلام مي كند/ غنچه پياده مي رسد، سبزه سوار مي رود

فصل 3 - ادبيات پايداري
درس هشتم - گلهايي كه در نسيم آزادي مي شكفد ادبيات پايداري :
نكته ها ، تعريف ادبيات پايداري (ادب و مقاومت) : مجموعه سروده ها و نوشته هايي است كه موضوع اصلي آن ها، دعوت به مبارزه و پايداري در برابر بيدادگران است.
اصلي ترين مسائل ادبيات پايداري عبارتند از : الف – دعوت به مبارزه و تحمل سختيها و مشكلات آن
ب – بيان بيدادگريها و تصوير چهره هاي بيدادگران
پ – ستايش آزادي و آزادگي
ت – نشان دادن افق روشن پيروزي كه ره آورد تلاش، وحدت و همدلي و مبارزه مستمر است
ث – ترسيم مظلوميت مردم
ج- بزرگداشت و ستايش مردم مبارز و شهدا

بهترين نمونه هاي ادبيات پايداري را در ادبيات هشت سال دفاع مقدس ايران، ادبيات فلسطين و كشورهاي آمريكاي لاتين مي توان يافت
درس 8
گل هايي كه در نسيم آزادي مي شكفد مفهوم در بيت درس : ما شهيدان انقلاب اسلامي با حاكم بيدادگر مبارزه و خون خود را در اين راه نثار كرديم تلاش ما همچون نسيم سحري آزادي مردهايي بود. نسيم سحرگاه كه مي وزد، ما را به ياد آوريد.
خود آزمايي درس 8 :
1 – نويسنده كدام واقعه روزگار ما را به شعر مانند كرده است؟ انقلاب شكوهمند ملت ايران
2 – منظور از گل هايي كه در نسيم آزادي مي شكفد چيست؟
منظور انديشه ها و تفكرات بر حق است ، همچنين مي تواند استفاده براي هنرمندان و انديشه وراني باشد كه مسير درست را يافته اند و در فضايي برخوردار از آزادي، توانايي ها و قابليت هاي خود را در راه بر پايي حق بكار گرفته اند.
3 – منظور نويسنده از «هنرمندان بسياري خود را به قطار رسانده اند» چيست؟ بسياري از هنرمندان را مقدم بر مردم مي داند، يا مردم را راهنماي هنرمندان؟
باتوجه به عبارت هاي «هنرمندان بسياري، خود را به قطار (مردم انقلابي) رساندند و با مردم نشستند و قلبشان با قلب مردم هماهنگي يافت و اميدوارم كه هنرمندان ، قلبشان همچنان با مردم تپيد . نويسنده مردم را راهنماي هنرمندان مي داند.

خط خورشيد:

نكته ها : شعر« خط خورشيد» برگرفته از كتاب «مثل چشمه ، مثل راد» اثر شاعر معاصر، قيصر امين پور» است. موضوع كلي شعر، توصيف فضاي تاريك قبل از انقلاب و بازگشت امام خميني به ايران است.

معني و مفهوم مصراع ها:

گاه گاهي مبارزان «آزادي خواهان همانند شهاب كه براي زماني كوتاه در دل تاريكي مي درخشد به سرعت محو مي شود، عليه حكومت پهلوي قيام و افشاگري مي كردند و به زودي به شهادت مي رسيدند. مثل پاك كن كه خط را پاك مي كند و مثل ابر سياه كه نور خورشيد را مي پوشاند. در آن محيط خفقان گرفته، عوامل و نيروهاي وابسته به حكومت شاه و آزادي خواهان را از ميان برمي داشتند و مي كوشيدند خاطره ي امام را كه در تبعيد بود، از يادها محو كنند.
«مردي از شرق برخاست آسمان را ورق زد» يعني مثل طلوع خورشيد كه وضعيت آسمان را دگرگون مي كند و از ظلمت به روشني مي رساند، امام نيز وضعيت سياسي ، اجتماعي و .......ايران را متحول كرد.
خودآزمايي درس 8 :
1 – در شعر «خط خورشيد» چند نماد و نشانه را مشخص كنيد
شب : نماد ستم و خفقان / آسمان : نماد پاكي ، خوبي و بخشندگي / خزان ، نماد يأس و نااميدي / ستاره و شهاب : نماد مبارزان / هواي مه آلود : نماد خفقان
2 – اين شعر در چه قالبي سروده شده است؟
قالب نيمايي شعر نو
3 – در نمونه از «تشخيص » را در شعر بيابيد :
تشخيص : نسبت دادن حالات و صفات انسان است به پديده هاي ديگر، در اين درس پديده هايي مانند آسمان، شهاب و خورشيد در معناي حقيقي خود بكار نرفته اند كه با نسبت دادن صفات و حالات و كارهاي انسان به آن ها، آرايه ي تشخيص بكار رفته باشد.
4 – دو بيت از شعرهاي اين كتاب را كه داراي آرايه ي «مراعات نظير» باشد انتخاب كرده بنويسيد.
قطره ي دانش كه بخشيدي ز بيش / متصل گردان به درياهاي خويش
اي برادر ،قصه چون پيمانه است / معني اندروي بسان دانه است
آتشم را بكش به لختي آب ........./
گفت : مردم ز تشنگي در ياب / آتشم را بكش به لختي آب
شر كه آن ديد، شبه باز گشاد / پيش آن خاك تشنه نرفت چو باد
بياموزيم 4 :
تعريف مراعات نظير : آوردن حداقل دروازه «سخن» است كه با هم به نوعي هنرمندانه متناسب و ارتباط داشته اند، چنان كه سراينده اي شعر «خط خورشيد» واژه هاي «دفتر» پاره، برگ ، فصل ، حرف ، خط خورده ، صفحه ، مشق شب، خط زدن، پاك كن ، ابر، پاك كردن و ورق زدن را كه همگي اصطلاحات و كلمات مدرسه اي آورده اند، در سروده ي خود آورده است.
اگر از آرايه ي مراعات نظير هنرمندانه و به جا استفاده شود بر زيبايي و گيرايي شعر و نثر افزوده شود.
ارغون جام عقيقي به سمن خواهد داد/ چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد
زندگي زنگ تفريح نيست، ساعت بعد حساب داريم.

درس 9

دريادلان صف شكن :

نكته ها : شهيد مرتضي آويني (1372-1326) فيلم ساز و سردبير مجله ي «سوره» بود. مجموعه برنامه هاي تلويزيوني «خان گزيده ها» «حقيقت» «سراب» و «روايت فتح» از آثار اوست.
خودآزمايي درس 9 :
1 – به عقيده نويسنده، تقدير تاريخي زمين از كجا و به دست چه كساني جاري مي شود؟
از حاشيه ي اروند رود به دست رزمندگان ايران
2 – به نظر نويسنده ها، حقيقت اشياء در جبهه چگونه تجلي مي يابد؟
در جبهه همه ي چيزهاي معمولي جلوه ديگري پيدا مي كنند، انگار همه چيز و همه كس، گنجينه هايي ناشناخته از رازهاي خلقت بوده اند كه ارزش حقيقي آنها اكنون در جبهه آشكار شده است. اين احساس نويسنده از تماشاي رزمندگان ساده و بي ادعايي است كه قبلاً مانند آنها را در مسجد و نماز جمعه و محل كار . مي ديده و اكنون مي بيند كه آنها در حال فلق چه حماسه ي عظيمي هستند.
3 – نويسنده در كدام جمله ها، از مفهوم آيه ي «الا بذكر الله تطمئن القلوب» استخاره كرده است؟
الف – صف طويل رزمندگان تازه نفس با آرامش و اطميناني كه حاصل ايمان است وسعت جبهه هاي فتح را به سوي فتوحات آينده طي مي كنند.
ب – در معركه ي قلوب مجاهدان خدا، آرامشي كه حاصل ايمان است حكومت دارد.
4- امروز «سردمدار» به چه كسي مي گويند؟ تحقيق كنيد در آغاز چه كسي سردم دار مي گفتند؟
مفهوم امروزي سردمدار «سردار» پيشرو و پيشوا است و در اصطلاح زورخانه جاي محترم و متبركي است كه ؟؟؟ شد، كسي حق نشستن در آن جا را ندارد.
بخش دوم : به عهده دانش آموز پاسخ : شعر پاسخ برگرفته از مجموعه «ريشه در ابر» سروده ي «محمدرضا عبدالملكيان است». خودآزمايي درس پاسخ :
1 – شاعر در اين شعر، به چه سنتي اشاره دارد؟
هنگام خداحافظي كسي كه عازم سفر است. آوردن آينه و بالا سر گرفتن قرآن و ريختن آب پشت سر وي
آب ، آئينه و قرآن تقويت كننده ي احساس روشني دل، پاكي و سلامت در است.
2 – مقصود از «روشني در دل من مي بارد» چيست؟ نهاد آن كدام است؟
به پيروزي اميدوارتر مي شوم.
نهاد – در محدوده اين مصراع «روشني»است
3 – منظورشاعر از چراغ چيست؟
منظور همه ي آن چيزهايي است كه براي ملت ما ارزشمند است ، مانند : آزادي، شرافت، استقلال و دين
4 – معادل «از صميم قلب» را در كدام مصرع شعر مي يابيد؟
با تمام دل خود مي گويم
5 - «بند پوتين را محكم بست» كنايه از چيست؟
براي مبارزه با دشمن مصمم بودن
6 – شعر سنتي با شعر نو چه فرقي دارد؟
شعر نو شعري است كه وزن و گاه قافيه دارد و در آن ها طول مصراع ها با هم مساوي نيست.
شعر سنتي شعري است كه وزن و قافيه و رديف دارد و اندازه مصرع ها با هم برابر است.
بياموزيم 5 –
شعر نو – شعر نيمايي : شهر سمني تئب فترسي . شهر نيمايي، هر دو داراي وزن هستند ، در شعر سنتي الف – طول همه مصرع ها يكسان است.
ب – قافيه داراي نظم خاصي است يعني در جاي معيني مي آيند. در شعر نيمايي، طول مصراع ها برابر نيست و قافيه نظم خاصي ندارد. مانند شعر زير : تو چرا مي جنگي ؟ پسرم مي پرسد: من تفنگم داشت، كوله بارم بر پشت، بند پوتينم را محكم مي بندم ، مادرم ....
در دوره ي راهنمايي، شعر آب را گل نكنيم، از سهراب سپهري و از زندگي قيصر امين پور، نمونه هايي از اشعار نيمايي اند، اشعار «خط خورشيد» و در پاسخ نيز در قالب نيمايي سروده شده اند.
آزمون فصل 3 :
1 – به دو مورد از اصلي ترين مسائل ادبيات پايداري اشاره كنيد.
الف - .................ب - .................

2 – در جمله «كسي مي گويد» چار چار است». منظور از «چار، چار» چيست؟

3 – منظور از جمله هاي «جواني به رفيقش گفت : در صبح روي شكمم با ماژيك مشخصاتم را نوشته ام» و ديگر هم مي گويد : من هم شناسنامه ام را توي جيبم گذاشته ام» چيست؟

4 – معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد؟
«كمركش » خيابان ........../ «هُرم» نفس ........../ «مستدام» باد ........

5 – مجموعه شعر «مثل چشمه ، مثل رود» اثر كدام شاعر معاصر است؟

6 – مفهوم كلي اين مصراع ها چيست؟ «گاهي شهابي / مشق هاي شب آسمان را / زود خط مي زد و محو مي شد»

7 - «خزان» و «هواي مه آلود» به ترتيب نماد چه اند؟

8 – در مصراع زير واژه هاي مربوط به آرايه ي «مراعات نظير» را دقيقاً مشخص كنيد.
دفتر آسمان پاره پاره / برگ ها زرد و تيره / .... هر ستاره / حرف خط خورده ي تار/ در دل صفحه ي آسمان بود

9 – در هر يك از ابيات زير كلماتي تغيير كرده اند. آنها را بيابيد و اصلاح كنيد:
گفتم كه : بوي زلفت ، ما را به آرزو كشت / گفتا: اگر براني؟؟؟ رهبرآيد
گفتم : دل رحيمت كي عزم صلح دارد؟ / گفتا :‌تو بندگي كن، كاوبنده پرور آيد


10 – در عبارت زير، به كدام آيه ي شريفه اشاره دارد؟
«در معركه ي قلوب ، مجاهدان خدا، آرامشي كه حاصل ايمان است ، حكومت دارد»

11 – در عبارت زير، از آرايه هاي بكار رفته ، به دو مورد اشاره كنيد.
رزمندگان چه انسي با خاك گرفته اند و خاك مظهر فقر مخلوق در برابر غناي خالق است.

12 – در بيت : دريايم و نيست با كم از طوفان دريا همه عمر خوابش آشفته است
الف – منظور از «دريا» چيست؟ چه كساني است؟
ب – طوفان ، نماد چيست؟........
پ - آرايه هاي ادبي در مصراع رانام ببريد؟

13 – با توجه به مصراع هاي پسرم با دلگرمي مي پرسد / تو چرا مي جنگي ؟ / با تمام دل خود مي گويم / تا چراغ از تو نگيرد. دشمن »
الف – معادل امروزي «با تمام دل» چيست؟ ..........
ب – كاربرد واژه ي «چراغ» آرايه تشبيه است يا استعاره ؟
ت – منظور از «چراغ» چيست؟.............

14 – از نظر شكل و صورت ظاهري ، شعر نيمايي با شعر سنتي چه تفات هاي آشكاري دارد؟
الف ) ................... ب) ......................
فصل 4 - ادبيات جهان
درس دهم و يازدهم / داستان هديه ي ناتمام ، مسافر ادبيات جهان

نكته ها : مطالعه ادبيات جهان چند نتيجه سودمند دارد
الف – چهره ها و آثار بزرگ ادبي ملت ، را به يكديگر مي شناساند
ب – ملت ها را با نديشه ها و احساسات يكديگر آشنا مي كند و در نتيجه مرزهاي احساسات و انديشه ها را گسترش مي بخشد.
پ – تفاوت ها و شباهت ها و تأثير گذاريها و تأثيرپذيري ا در آثار ادبي ملت ها و آشكار مي كند.
چشم هاي گريان ديگران را به نگاه هاي حسرت آميز تبديل كردن ، لذت بخش ترين خوش بختي ها ست. (بودا)
تنها كساني خوش بختند كه فكر و انديشه خود را به سوي چيزي غير از خوش بختي خود رها كرده باشند. (استوارت ميل)
ساده ترين درس زندگي اين است . هرگز كسي را ميازار (ژان ژاك روسو)
هميشه با زير دستان خود با مهرباني كنيد زيرا قلب رئوف و مهربان ، بزرگترين سرمايه ي آدمي است. (ويكتورهوگو)
درس 10
هديه ناتمام

خودآزمايي :
1 – چرا وقتي پدر از راوي درباره هديه اش پرسيد : رنگ «نيك» پريد؟
نيك نگران بود كه وقتي مادرش هديه ي جو را كه شانه ي با نگين هاي مثل الماس بود، ببيند، دوباره سطل زمين شويي و وسايل همراه آن در نظرش زشت و آزار دهنده جلوه كند.

2 – چرا «راوي» به دروغ گفت در نصف سطل زمين شويي هديه ي من است؟
جو از دادن هديه ي خودش مدنظر كرد تا مبادا هديه ي برادرش دوبار به نظر مادرش زشت بيايد ، او نمي خواست شادي برادرش را از بين ببرد.

3 – با خواندن داستان، كدام يك از دو برادرها را فداكار تر مي دانيد؟
به عهده دانش آموز درس 11
مسافر نكته ها : فرانسوا كوپه ، شاعر درام نويس «فرانسوي» در قرن 19 و اوايل قرن 20 است.
قطعه ي «فردوسي» از كتاب «برخورد انديشه ها» ترجمه جواد جديدي انتخاب شده است اين قطعه ، نمونه توصيفي به شيوه و مقايسه نشان دهنده ي محبوبيت و شهرت جهاني فردوسي است.
پيام نهايي اين قطعه اين است كه نيكي و بدي هر گونه پاداش نمي ماند.
قطرات سه گانه : شعر «قطرات سه گانه» سروده ي «تريللو» شاعر «ايتاليايي» است كه يوسف اعتصام الملك، پدر پروين اعتصامي آن را ترجمه و در مجله بهار چاپ كرده است.
ظاهراً پروين در يكي از سروده هاي خود كه مضمون آن مناظره ي ميان دو قطره خون است، از اين شعر تأثير پذيرفته است.
قطرات سه گانه از مناظره است و مناظره نوشته اي كه در آن دو طرف سخن (دوانسان ، دوحيوان و...)هر يك از امتيازات خود را بر مي شمارند و سعي مي كنند خود را بر ديگري ترجيح مي دهند.
پروردگارا را بيند رانات تاگور از شاعران بزرگ جهان و از افتخارات «هندوستان» و مشرق زمين است كه در قرن 19 و 20 مي زيست تاگور در كلكته چشم به جهان گشود ، در كودكي با ادبيات هند آشنا شد و مورد احترام گاندي رهبر بزرگ هند قرار گرفت.
اشعار تاگورسرشار از ذوق عارفانه «ستايش آزادي و آزادگي» و الهام گرفته از صحنه هاي عادي و جزئي زندگي » است. اين نويسنده و فيلسوف بزرگ به دريافت جايزه ادبي نوبل نيز نايل آمد.
قطعه ي «پروردگارا» نيايشي از تاگور است كه محمدتقي مقتدي آن را ترجمه كرده است.
خودآزمايي
درس مسافر :
1 – در قطعه مسافر، شاعر به كجا سفر مي كند؟
شاعر ، مقصد مسافر را جايي معرفي مي كند كه سر حد جهان خلقت و فرد بين هستي و نيستي است.
2 – با توجه به قطعه مسافر رهگذر چه كسي است؟
مسافر ، اين سفر را با بال هاي دور پرواز و كشتي تندرو در خيال انجام مي دهد اما در طي اين سفر خيال «عقل» همچون رهگذر و عابر به او برمي خورد و او را به خود مي آورد.

3 - «قطعه فردوسي» زائر نامدار كيست؟ تيمور لنگ است كه گاهي پس از پايان جنگ براي زيارت يكي از نياكان خود يا شاعري بزرگ دانشمند نام داد و يا سرداري دلاور به گورستان مي رفت.

4 – دو بيت زير از حافظ شيرازي با كدام قسمت هاي نيايش «تاگور» ارتباط دارد؟
رضا براده بده و ز چنين گره بگشاي/كه بر من و تو در اختيار نگشاده است
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود / زهر چه رنگ تعليق پذيرد، آزاد است
بيت اول كه توصيه و دعوت انسان است به تسليم در برابر خواست الهي ، با اين عبارت متناسب است: پروردگارا، نيرويي به من ده تا قدرت و توان خود را روي كمال عشق و نهايت محبت تسليم خواسته ها و رضا تو كنم.
بيت دوم همه با اين عبارت ارتباط لفظ و معنايي دارد. پروردگارا، قدرتي به من «بخش» تا روح خود را از تعلق به جيفه هاي ناچيز روزگار بي نياز كنم و از هر چه رنگ تعليق پذيرد آزادش كنم.

5 – در بخش «قطرات سه گانه» منظور از جملاتي كه قطره ي سوم درمعرفي خود مي گويد، چيست؟
قطره ي سوم با آن كه سفري بي نظير و شكوهمند دارد( سفر از قلب به چشم) متواضع و فروتن است.
بياموزيم (6)
قطعه ادبي : ويژه گي قطعه ادبي (=تعريف قطعه ادبي)
قطعه ي ادبي نوشته اي است كوتاه، لبريز از تخيل و احساس عاطفه و در نتيجه بسيار زيبا.
قطعه ي ادبي «نثر شاعرانه» نيز ناميده مي شود زيرا عنصر خيال پردازي و بيشتر آرايه هاي سفري در آن ديده مي شود و مضمون شاعرانه دارد.
آزمون فصل 4 :
1 – به دو مورد از فوايد آشنايي با ادبيات جهان اشاره كنيد.
الف ............... ب........................


2 – راوي داستان «هديه ي » ناتمام ، چگونه به بزرگواري پدر خود پي برد؟

3 – معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد.
هديه ي تفنني .........../ مبل «مستعمل» .........../ با «؟؟؟» گفتم ................/ نمي خواستم براي كار نكرده «تمجيد» شوم / حال «منقلب» برادرم ............../ قيافه «عبوس» .................

4 - «شيللو» از شاعران بزرگ كشور ............در قرن .............و .............است.

5 – در عبارت «اي كشتي تندرو خيال من، همين جا لنگر بينداز» به دو مورد آرايه ي ادبي اشاره كنيد.

6 – فرانسوا كويه ، شاعر درام نويس اهل كشور ............در قرن ..........است.

7 – در قطعه ادبي «فردوسي» با مقايسه ي آن چه تيمور در كنار مزار فردوسي و گور چنگيز ديد، چه نتيجه اي مي توان گرفت؟

8 – تمجيد هاي «دفتر دريا» و «دفتر آسمان» از چه آرايه اي برخوردار است؟

9 – در عبارت ، پروردگارا، بي نوايي و تنگ چشمي را از دلم ريشه كن كن مفهوم «تنگ چشمي» چيست؟

10 – معني لغوي « جيفه» چيست؟ ...........اين واژه در عبارت زير چه مفهوم استعاري دارد؟ پروردگارا، قدرتي به من عطا كن تا روح خود را از تعلق به جيفه هاي ناچيز روزگار بي نياز كنم؟».

11- قطعه ي ادبي «داراي چه ويژگيهايي است؟ نام ديگر قطعه ادبي چيست؟
فصل پنجم - درآمدي بر ادبيات غنايي
درس دوازدهم - از كعبه گشاده گردد اين در درآمدي بر ادبيات غنايي ،
درس 12
تعريف ادبيات غنايي ادبيات غنايي گونه اي از ادبيات است كه «با زباني نرم و لطيف و با استفاده از معاني عميق و باريك به بيان احساسات شخصي مي پردازد و بيانگر عطوفت و آرزوهاي انسان و غمها و شاديهاي اوست.
«غنا» به معناي موسيقي است و شعر غنايي در اصل به آن سروده هايي گفته مي شده كه همراه با موسيقي خوانده مي شده است.
دامنه ي موضوعات و مضامين شعر غنايي بسيار وسيع است زيرا همه ي احساسات انساني نظير احساسات عاشقانه، مذهبي ، عرفاني ، اجتماعي ، ستايش هجو و بدگويي را .....در بر مي گيرد ، از همين روست كه بخش عمده اي از ادبيات گذشته و معاصر ما را شعر غنايي تشكيل مي دهد.......»
درس 12
از كعبه گشاده گردد اين در : نظامي گنجه اي ، شاعر قرن ششم در اوايل قرن هجري قمري است. نظامي معروفترين سراينده ي داستان هاي بزمي (عاشقانه) در ادب فارسي است. نام مثنويهاي نظامي اين است: از مخزن الاسرار و خسرو شيرين، ليلي مجنون، هفت پيكر و اسكندرنامه، مجموعه ي اين مثنوي ها به نام «خمسه» و «پنج گنج» نظامي شهرت دارند و از قرن هفتم تا روزگار ما بارها مورد تقليد شاعران ايراني هندي و ترك قرار گرفته اند.
خودآزمايي :
1 – مجنون در جوار كعبه از خدا چه خواست؟
خواسته ي مجنون، تنها اين بود كه خدا عشق و محبت او را نسبت به ليلي بيشتر كند و باقي عمر او را به ليلي بدهد.

2 – كدام بيت، از خودگذشتگي مجنون را نشان ميدهد؟
از عشق من آنچه هست بر جاي / بستان به عمر ليلي افزاي

3 – كدام ويژگي شعر غنايي در اين درس ديده مي شود؟
الف – اين شعر بيانگر احساسات است زيرا از عاطفه ي عميق پدري دردمند نسبت به فرزندش و نيز شوريدگي و عشق انساني نسبت به انسان ديگر سخن مي گويد.

4 – دو نمونه «تشبيه» در درس بيابيد و اجزاي آن را معلوم كنيد.
الف – از جاي چو مار حلقه برجست .........
مجنون – كه حذف شده – مشبه است ، مار حلقه «مشبه به است» ، «چو» ادات تشبيه است ، «برجستن» وجه شبه است.
ب – گر چه ز شراب عشق مستم .........
عشق ، مشبه به است . شراب مشبه به است، مستي آور بودن وجه شبه است «ادات تشبيه حذف شده است.
ب – گر چه ز شراب عشق مستم ............
عشق ، مشبه به است. شراب مشبه به است ، مستي آور بودن وجه شبه است، ادات تشبيه حذف شده است.

درس 13
در امواج سند نكته ها : شعر در امواج شاعرانه ي دلاوري و پايداري جلال الدين خواندم شاه در كناره ي رو دسته است و در مقابل هجوم سربازان مغول ، با توجه به اين مضمون در امواج سند، سروده ي «وطني» است، سراينده ي شعر دكتر مهدي حميدي است (1293 تا 1365) اصل شعر 68 بيت است كه گزيده اي از آن در 42 بيت در كتاب درسي آمده است.
خودآزمايي 13 :
1 – شاعر در دو بيت اول ، غروب خورشيد را به تصوير كشيده است، اين غروب بيانگر چيست؟
شاعر در آغاز اين سروده ، فضاسازي كرده و با توصيف خورشيدي كه در حال غروب است، نشان مي دهد كه قدرت، شكوه خوارزمشاهيان در آستانه ي از ميان رفتن است.

2 – در بيت هشتم، منظور از «آتش هاي ترك و خون تاريك» چيست؟
هجوم وحشيانه قوم مغول و كشتار ايرانيان

3 – جلال الدين موسرخي شفق چه چيزهايي ديد؟
او با خيره شدن به سرخي كناره ي آسمان هنگام غروب خورشيد آينده ي ايران را در نظر آورد و اينكه با گسترش دامنه هجوم مغول، ايرانيان قتل عام خواهند شد هم چنين قدرت و زندگي خود را در نظر آورد.

4 – در اين سروده، موج و رود به چه چيزهايي مانند شده اند؟
موج به نيش، كوه گران و سيماب (جيوه) مانند شده‌: رود سند نيز در يك مورد به سربازي پرشوروخروش مانند شده (خروشان، ژرف ....) به جاي ديگر، از آن به سد روان تعبير شده ، در موردي ديگر نيز رود سند با امواجش به اژدها تشبيه شده است.

5 – چرا جلال الدين تصميم گرفت زن و فرزندان خود را در رودخانه نيفكند؟
زيرا براي او مايه ي ننگ بود كه زن و فرزندانش اسير و برده مغول ها شوند همچنين در صورت شكست مي توانست به تنهايي و سوار بر اسب از طريق رود سند عقب نشيني كند.

6 – چنگيز كدام عمل جلال الدين را تحسين كرد؟
اين كه جلال الدين تا لحظه اي كه توانست ، پايداري و مبارزه كرد و پس از آن با شجاعت بسيار، با اسب به رود پرخروش سند زد و عقب نشيني كرد

7 – پيام اصلي درس چيست؟
آگاهي از اين كه گذشتگان براي حفظ اين سرزمين چه فداكاريهاي بزرگي كرده اند، و اينكه آرامش امروز ما نمره ي تلاش و از خود گذشتگي گذشتگان ماست ، پس ما نيز موظفيم در حفظ استقلال و سربلندي آن بكوشيم.

8 – چهار پاره با مثنوي چه تفاوتي دارد؟
مثنوي قالبي سنتي است كه در هر بيت آن، دو مصراع، قافيه اي مستقل دارند و اين قافيه در هر بيتي مي تواند تغيير كند. نمودار قالب مثنوي به صورت زير است:
اما چهار پاره ي شعري است كه از چند دو بيتي تشكيل شده ، معني اين دو بيتي ها به هم مربوط است و معمولاً مصراع هاي زوج هر دو بيتي، هم قافيه اند
بياموزيم 7 :
تعريف چهار پاره :
ويژگيهاي چهارپاره : چهار پاره شعري است كه از چند بند هم وزن تشكيل شده / هر بند، شامل چهار مصراع است. / معمولاً مصراع هاي زوج هر بند، هم قافيه اند. طرح قرار گرفتن قافيه در چهار پاره به شكل زير است :
شكل
نام ديگرچهار پاره دو بيتي هاي پيوسته است
چهار پاره پس از مشروطه در ايران ابداع شد. محتوي چهار پاره غنايي و اجتماعي است. فريدون مشيري، فريدون توّللي ، رشيد يا سعي و ملك الشعراي بهار، از شاعران معاصرند كه اشعاري در قالب چهار پاره سروده اند.
فصل 6
درس چهاردهم - درآمدي بر ادبيات تعليمي درآمدي بر ادبيات تعليمي
نكته : مجموعه آثار كه موضوع آنها ، تعليم و آموزش است، ادبيات تعليقي ناميده مي شود.
ادبيات تعليمي از لحاظ محتوا به دو نوع تقسيم مي شود:
الف – آموزش و تعليم مسائل اخلاقي و تربيتي
ب – مسائل آموزشي و علمي
بعضي از موضوعات محوري و اساسي ادبيات تعليمي نوع اول عبارت است از بهره گيري از فرصت ها ، محبت نسبت به پدر و مادر و همنوعان، تأكيد بر اجراي دستورهاي الهي و خودداري ازگناه و غفلت و دنيا پرستي
در ادبيات تعليمي نوع دوم هدف شاعره نويسنده اين است كه موضوعات آموزشي را با روشي ساده و آسان به مخاطب بياموزد.
بوستان ، گلستان ، قابوسنامه و كليكه و دمنه ، از نمونه هاي برجسته ادبيات تعليمي نوع اولند.
«نصاب الصبيان» و گلشن راز از نمونه هاي ادبيات تعليمي نوع دومند.
هنر و سخن : نكته ها
«قابوس نامه » تأليف «عنصرالمعالي، كيكاووس بن قابوس بن وشمگير» است و متعلق به قرن پنجم است. اين كتاب داراي 44 باب است. هدف و انگيزه عنصرالمعالي از تأليف اين كتاب، راهنمايي كردن فرزندش «گيلان شاه» و آشنا نمودن او بامسائل زندگي بوده است. با اين توضيح اين كتاب در زمره ي ادبيات تعليمي و از نوع اول است.
امتيازات و ويژگيهاي قابوسنامه، صميمت و صداقت در سخن نويسنده، سادگي و گيرايي زبان، آوردن داستانهاي جذاب، و مربوط به موضوعات و وسعت اطلاعات ارائه شده در كتاب
خودآزمايي درس :14
1- در نخستين جمله درس قابوس نامه، به «مغيلان» تشبيه شده است؟
انساني كه از فضيلت و شايستگي برخودار نيست و ديگران از او بهره نمي برند.

2 – با مراجعه به كتاب لغت، توضيح دهيد كلمه ي «مغيلان» از چه اجزايي تركيب شده و اعتقاد خرافي درباره آن چه بوده است؟
(مغيلان، مخفف «ام غيلان» ام + غيلان) و به معني مادر غولان است. اعراب باده نشين تصور مي كردند كه بوته هاي بزرگ خار، محل زاده شدن غول هاست.


3 – اصالت موروثي و اصالت اكتسابي دو گوهر ارزشمندند، اين دو درس چگونه بيان شده اند؟
از نظر نويسنده ، اصالت موروثي (گوهر اصل) امتياز هست اما به تنهايي كافي و با ارزش نيست. ارزش و اعتبار حقيقي انسان به فضيلت ها و شايستگي هائيست كه خود كسب مي كند (= گوهرهند)

4 – از نظر نويسنده ي قابوسنامه لازمه ي بزرگي چيست؟
«خرد و دانش»

5 – چه ضرب المثل هاي در مورد زبان و تأثير آن مي دانيد؟ به دو صورت اشاره كنيد.
به عهده دانش آموز

6 – به نظر نويسنده تفاوت انسان با حيوان در چيست؟
آدمي در ده مورد با حيوانات تفاوت دارد، از جمه توانايي انديشيدن ، حفظ كردن ، سخن گفتن و .......

7 – پنج مورد از تفاوت هاي نثر تاريخي را با نثر فارسي معيار بنويسيد؟
زفان / زبان . خو كن (خوبده) / داشته باشي (وادار كرده باشي) عادت كني (عادت دهي) / سخن به جايگاه و سخن نه بر جايگاه سخن به جا و سخن بي جا
8 – مقصود از «گوهر تن» در درس چيست؟
اصالت اكتسابي با شايستگي و فضيلت هايي كه هر كسي كسب مي كند

كدام قبله ؟
خودآزمايي درس 14
1 – پسر كدام عمل پدر را نشانه ي عوض شدن قبله او دانسته است؟
تنظيم كردن ، به خاك افتادن و مؤدبانه ايستادن پدرش در مقابل خوارزمشاه كه در نظر او همانند ركوع و سجده و قيام بود.

2 – در اين حكايت ، چه چيزي عامل تنظيم در برابر خوارزمشاه عنوان شده است؟
حرص و طمع

3 – پيام اين حكايت چيست؟
انسان در صورتي مي تواند عزت و سربلندي خود را حفظ كند كه اسير حرص و طمع نباشد

4 – اين آيه را معني كنيد و بگوئيد با كدام بيت ارتباط معنايي دارد؟
اَفرأَيت من التّخَذَ الهُهُ هواهُ....
آيا آن كس را ديده اي كه هواي نفس خويش را معبود خود قرار داد . بيت آخر با اين آيه ارتباط معنايي دارد.

كدام قبله ؟ معني اشعار
بيت اول : شنيده اي كه شخص بسيار طمع كاري ، يك روز صبح زود به ديدار خوارزم شاه رفت.

بيت دوم : چون به حضور پادشاه رسيد. در برابر او تعظيم كرد ( به ركوع رفت) سپس ايستاد و پس از آن به خاك افتاد و بر پاي خواست

بيت سوم : پسرش گفت :‌اي پدر عزيز من مشكلي و سؤالي دارم . پاسخ آن را به من بگو

بيت 4 : ديگر به من نگفته بودي كه قبله به طرف حجاز (مكه) است؟ چرا امروز به اين طرف نماز خواندي ؟

بيت 5 : به دنبال خواسته هاي دل نرو و از نفس حريصت پيروي نكن زيرا نفس راضي نمي شود. هر زماني به چيزي علاقمند مي شود و تور را به سويي مي كشاند.
متاع جواني :
معاني اشعار : بيت 1 : روزي جواني به پيري گفت كه با اين وضعيت پيري، زندگيت چگونه مي گذرد

بيت 2 : پير به جوان گفت :‌در كتاب زندگي «پيري » براي تو كه اكنون جوان هستي
كلمه ي ناشناس و مبهم است. معني اين كلمه را تنها زماني كه خودت پير مي شوي ، مي فهمي ».

بيت 3 : بهتر است كه تو به توانايي هاي جواني ات فكر كني و از آن سخن بگويي، از من درباره دوره پيري و ناتواني مپرس

بيت 4 : قدر ايام جواني را بدان و از آن به خوبي مراقبت و استفاده كن زيرا همچنان كه هر پرنده اي روزي از قفسي كه در آن اسير است، بيرون مي آيد، روزگاري هم زيبايي و شادابي و جواني از جسم و تن تو دور خواهد شد.

بيت 5 : من در بازار زندگي ، كالا و سرمايه ي با ارزش جواني ام را رايگان و بي ثمر از دست دادم . تو اگر مي تواني از آن به خوبي استفاده كن

بيت 6 : هر چقدر من بي اعتنايي كردم و جواني ام را در غفلت بسر بردم. دنيا بيشتر به من بي اعتنايي كرد.

بيت 7 : روزگار، گنج با ارزش دوره ي جواني مرا ربود زيرا هنگامي كه بايد قدر جواني را مي دانستم و از آن به خوبي استفاده مي كردم، در غفلت و بي خبري بود.
خود آزمايي : درس 14 متاع جواني
1 – چه واژه هايي در اين درس، استعاره «از جواني» است؟
مرغ زيبا، متاعي كه رايگان از كف رفته و گنج

2 – چرا پير از جوان مي خواهد كه درباره ي ناتواني سؤال نكند؟
زيرا وجود جوان، سرشار از نيرو و اميد به آينده است و با چنين ويژگيهايي نمي تواند احساس پير را در ايام پيري درك كند.

3 – قالب اين شعر چيست؟ چرا ؟
قطعه است زيرا واژه هاي قافيه، يعني زندگاني، نداني، ناتواني و .......و در مصراع هاي دوم آمده اند.

4 – قطعه ي زير را با درس مقايسه كنيد؟
در جواني به خويش مي گفتم / شير، شير است و اگر چه پير بود
چون كه به پيري رسيدم دانستم / پير، پيراست اگر چه شير بود
در هر دو شعر، به مقايسه ي دوره ي جواني و پيري پرداخته شده و به اين مضمون اشاره شده كه انسان در دوره جواني نمي تواند تصور روشن و درستي از دوران پيري داشته باشد، ضمناً توصيه شده كه جوان از غفلت و غرور بپرهيزد، قدر جواني را بداند و از آن به خوبي استفاده كند .
آزمون فصل 5 :
1 – عبارت هاي زير را با پاسخ هاي مناسب ، كامل كنيد:
الف - «ادبيات غنايي» به گونه اي است كه بازباني ........و با استفاده از معاني .........بيانگر ........آدمي است.
ب - «غنا» به معني ........ است و شعر غنايي در اصل به سروده هايي گفته مي شده كه .........خوانده شده است.

2 – پاسخ هاي درست را برگزينيد:
الف – دامنه ي موضوعات در مضامين شعر غنايي (بسيار وسيع است. بسيار محدود است)
ب – (بخش اندكي از – بخش عمده ي ) ادبيات گذشته معاصر فارسي را شعر غنايي تشكيل مي دهد.

3 – در محل هاي نقطه چين عبارات زير، پاسخ هاي صحيح را بنويسيد
نظامي گنجه اي ، شاعر معروف قرن ، معروف ترين سراينده ي داستان هاي ........در ادب فارسي است مجموعه مثنوي هاي نظامي به نام هاي ............و ..........معروف اند. اين مجموعه شامل اين آثار است : مخزن الاسرار، .........، ليلي و مجنون ،.....و اسكندرنامه

4 – معني و مفهوم اين بيت را كامل و دقيق بنويسيد:
چون رايت عشق آن جهانگير / شد چون مه ليلي آسمان گير

5 – در تعبيرهاي «چو مارحلقه» و در حلقه زلف كعبه به ترتيب چه آرايه هايي بكار رفته است؟

6 – در شعر «در امواج سند» در گرد زعفران رنگ استعاره از چيست؟

7 – در هر يك از ابيات زير، تعبير «درياي خون» چه مفهومي دارد؟
الف – در آن درياي خون دو قرص خورشيد /غروب آفتاب خويشتن ديد
ب – در آن درياي خون در دشت تاريك / به دنبال سر چنگيز مي گشت

8 – در شعر «در امواج سند» منظور از تعبيرهاي «غولان» ، «اهريمن» و «اژدهاي زندگي خوار» و «بادپا» به ترتيب چيست؟

9 – در محل هاي نقطه چين عبارت هاي زير پاسخ هاي صحيح را بنويسيد.
و چهار پاره شعري است كه از چند بند هم وزن تشكيل شده، هر بند شامل، مصراع است. معمولاً در هر بند، مصراع هاي ........هم قافيه اند.

10 – ادبيات تعليمي از لحاظ محتوا به دو نوع تقسيم مي شود .
الف - .........ب - ........

11- در جمله «بدان كه از همه هنرها بهترين هنر سخن گفت است» منظور از هنر چيست؟

12- در عبارت اما پنج نهاني چون انديشه و ياد گرفتن و نگاه داشتن و تخيل كردن و تميز و گفتار منظور از «يادگرفتن» و ......و مفهوم «تميز » .........است.

13- با توجه به بيت :
«بگفت اندر اين نامه حرفي است مبهم / كه معيش جز وقت پيري نداني»
منظور از اين نامه و «حرف مبهم» به ترتيب چيست؟

14- باتوجه به بيت :
از آن برد گنج مرا دزد گيتي / كه در خواب بودم گه پاسباني
الف – منظور از گنج چيست؟
ب – روزگار به چه كسي مانند شده است؟
پ – منظور از «خواب بودن» چيست؟
ت – منظور از «گه پاسباني» چه زماني است ؟
ث – چه كلماتي مراعات نظيرند؟
درس پانزده و شانزده
فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي / مسجد جلوه گاه هنر اسلامي درس 15
فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي : بالاترين و ارزشمندترين عنصري كه در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد. فرهنگ آن جامعه است . اساساً فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل مي دهد. كتاب «فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي» اثر غلام علي حداد عادل است.
تفاوت عمده ي فرهنگ جديد غربي و فرهنگ اسلامي، در تعريف انسان منعكس مي شود
برحسب فرهنگ غربي انسان موجودي است مادي و معنويت، فرع در دنياي زندگي مادي اوست، اما در فرهنگ اسلامي، انسان موجودي است كه معنويت كمال مطلوب و غايت و نهايت زندگي اوست

خودآزمايي درس 15 :
1. منظور از لباس مي پوشد تا خود را بپوشد چيست؟
لباس ، وسيله اي براي در امان ماندن از خطرخا و دور ماندن از خودنمايي است نه وسيله اي براي خودنمايي بيشتر و فراهم كردن زمينه هاي ناامني در زندگي

2 – در لباس پوست دوم انسان نيست، خانه يا ول اوست يعني چه ؟
يعني نوع پوشش و لباس، مسئله ي كم اهميتي نيست، بر عكس در ايجاد امنيت و آرامش زندگي انسان نقش مهمي دارد.

3 – منظور از لباس انسان پرچم كشور وجود اوست چيست
؟ اينكه انسان با لباسي كه به تن دارد نشان مي دهد كه چه طرز فكري داردو از چه فرهنگي پيروي مي كند.

4 – نويسنده در نظر دارد با آوردن داستان خياطان حقه باز چه چيزي را به اثبات برساند؟
منظور نويسنده تذكر اين نكته است كه تبليغات غرب بسيار فريبنده است و سبب شده است تا ملت هاي غربزده نه تنها پيشرفتي دست نيايند. ارزش هاي مادي و معنوي خود را نيز از دست بدهند. در اين تمثيل منظور اي خياطان حقه باز، كشورهاي استعمار گردند
درس 16
مسجد جلوه گاه هنر اسلامي : نكته ها : عبدالحسين زرين كوب، محقق ، مورخه و نويسنده بزرگ معاصر است كه در سال 1301 در بروجرد به دنيا آمد.
نشر زرين كوب، روان، شيوا و رساست. برخي از آثار مشهور وي عبارتند از «نقد ادبين با «كاروان حله» در بحر «كوزه» و «سرخي» و «بامداد اسلام» «از چه چيزهاي ديگر» نام يكي ديگر از آثار اين نويسنده است.
خودآزمايي درس 16 :
1 – در صدر اسلام از مسجد چه استفاده هايي شده است؟
عبادت / رسيدگي به كارها و مشكلات مسلمانان / محل اجتماع و گردهمايي مسلمانان به منظور مشورت و گفت و گو / برپا شدن جلسات علماي علم حديث / حمل مناسبي براي گوشه نشيني و عبادت صوفيان / مقابله و تلاوت قرآن و تعليم تجويد و قرائت

2 – تنوع در شيوه ي معماري مساجد در كشورهاي اسلامي ناشي از چيست؟
ناشي از تنوع و اختلاف نژاد قومي است كه سرزمين هاي آن ها به وسيله اسلام فتح شده است، اين امر باعث شده است كه معماري مساجد سرزمين هاي مختلف، تحت تأثير شرايط محيطي و طبيعي و نيز سليقه هاي اقوام گوناگون قرار گيرد.

3 – چرا نويسنده ، مسجد را جلوه گاه هنر اسلامي مي داند؟
زيرا در مساجد، هنرهاي گوناگون اسلامي، در كنار هم قرار گرفته و عرضه شده اند :
هنر معماري توازن و هماهنگي قسمتهاي مختلف بناهاي مسجد نقش داشته است. هنر نقاشي ها و رنگ آميزي كاشيها عرضه شده . هنر خوش نويسي در نوشتن آيات قرآن و نام هاي مبارك محلي عرضه شده . از هنر شعر در نوشتن موعظه ها و ماده تاريخ ها استفاده شده است. هنر صنايع دستي در فرشها، پرده ها ، قنديل ها ، منبت كاريها و مليله دوزيهاي نمايش داده شده است.
هنر موسيقي در صداي مؤذن و در لحن قاري و واعظ جلوه گر شده است

4 – يك مورخ چگونه مي تواند با مطالعه در مساجد به تمدن اقوام مسلمان پي برد؟
علت اين امر آن است كه جلوه هاي گوناگون فرهنگ و هنر اسلامي در طي قرن هاي دراز، در مساجد مجال بروز پيدا كرده اند.

درس هفدهم و هجدهم

كلاس نقاشي / درآمدي بر ادبيات دوران مشروطه كلاس نقاشي
نكته :‌سهراب سپهري در سال 1301 شمسي در كاشان ديده به جهان گشود و در سال 1359 چشم از چهان فرو بست . سپهري علاوه بر شاعري در رشته ي نقاشي نيز مهارت داشت.
سروده هاي سهراب سپهري «ساده و بي آلايش» و در عين حال «؟؟؟ از مفاهيم عرفاني» است. كتاب «اتاق آبي» مجموعه اي از يادداشت هاي پراكنده سهراب سپهري است كه آنها را در آخرين سالهاي زندگي خود نوشته است.
خود آزمايي درس 17:
1. چند اصطلاح نقاشي را كه نويسنده در متن آورده است . بيابيد:
نقش بندي ، نگارين ، گوته ريختن ( = طرح ريختن) ، بيرنگ و رنگاري

2 – در كدام قسمت از اين متن مي توان نشانه هاي شاعري نويسنده را يافت ؟
نويسنده در بازگويي اين خاطره از تبعيدهايي استفاده كرده كه نشان دهنده ي ذوق شاعري است. از جمله : به جاي «كشيدن تصوير اسب» از تعبير «اسب پروازي» استفاده كرده به جاي «طبيعي و زنده نقاشي كردن جانوران» از واژه ها و تعبيرهاي مناسب با هر جانوري استفاده كرده، مانند «مرغان راگويا مي كشيد / خرگوش را چابك مي بست / گوزن را رعنا رقم مي زد»

3 – يكي از ويژگيهاي بارز اين نوشته را بيان كنيد:
الف – نثر اين نوشته، در عين سادگي زيباست.
ب – واژه ها ، خوش آهنگ و با هم متناسبند
پ – از واژه ها و تعبيرهاي فارسي استفاده شده نظير رونگاري و بيرنگ
ت – كوتاهي جمله ها
مانند : زنگ نقاشي، دل خواه و روان بود
ث – تكرار كلمه مانند : سال دوم دبيرستان بوديم
اول وقت بود و زنگ نقاشي ما بود.
در كلاس نشسته بوديم و چشم به راه معلم لوله اي كاغذ زير بغل داشت ....نقشه ي قالي ؟؟ بود....
ج – استفاده طبيعي از آرايه هاي ادبي، به ويژه «كنايه» كه به نمونه هايي از آن اشاره شده

4 – دو كنايه در درس پيدا كنيد:
معلم نقاشي دور نبود/ صورتك به رو نداشت / آدمي افتاده و صاف بود / در نگار نقشه ي قالي دستي نازك داشت / حرفي به كارش بود

5 – كشيدن چه قسمتي از اسب براي معلم مشكل بود؟ او براي راه حل مشكل خود چه چاره اي انديشيد؟
مچ پاها و سم ها / معلم نقاشي ، زيركانه عمل كرد : با شتاب علفزاري كشيد يعني كه اسب در حال چريدن است به اين خاطر مچ ها و سم ها در ميان ملتها پنهان است.
آزمون فصل 6 :
1 – فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي به قلم كيست؟

2 – معني اين واژه ها را بنويسيد :
افراط ( ) ، تفريط ( ) ، تمتع ( ) ، خطر ( )

3 – مفهوم اين عبارت چيست؟
لازمه وارد اجتماع شدن اين است كه «من» از ميان برود و «ما» ايجاد شود .

4 - در درس فرهنگ برهنگي و ..........هدف نويسنده از آوردن داستان خياطان حقه باز چيست؟


5 - «نقد ادبي» و «با كاروان حله » از اثار كدام نويسنده و محقق برجسته ي معاصر است؟ دو اثر ديگر ازدي را نام ببريد.


6 – معني اين واژه ها را بنويسيد:
دارالاماره ( )، اعتكاف ( ) ، تجويد ( ) ، اذكار( ) قنديل ( )، منبت كاري ( ) ، مليله دوز ( )، ملجا ( )

7 – كتاب «اتاق آبي» اثر كيست؟

8 – مفهوم جمله هاي زير را بنويسيد:
الف – معلم دور نبود صورت به رو نداشت
ب – در نگار نقش خالي دستي نازك داشت
پ – رنگ را نگارين مي ريخت
ت – در بيرنگ اسب، حرفي به كار معلم بود
ث – پي مي بريم كه راه بدست خودش هم نيست
ج – اسب از پهلو ، اسبي خود را به كمال را نشان ، مي داد

9- معني واژه هاي مشخص شده زير را بنويسيد
در پيچ و تاب عرفاني اسليمي آدم چه كاره است؟
!معلم مشوش بود
!معلم نقاشي سگ را روان گوته مي ريخت
!او خلف صدق نياكان خود بود
دست !معلم از وقب حيوان روان شد
!معلم فكر زيرين را پيمود و در آخره ماند
دست !معلم از بال و غارب به زير آمد
دو دست را تا؟؟؟ از كله نمايان ساخت !


10 – در ادبيات زير، تغييراتي داده شده، آنها را بيابيد و اصلاح كنيد :
بوي گل و بانگ و مرغ برخاست/ هنگام بهار و ياد ؟؟؟ است
فراش بهار، گل بيفشاند / نقاش بين چمن بياراست

11 – در محل هاي نقطه چين، واژه هاي افتاده را بنويسيد
الف – هر آدمي كه .............. در دل نگرفت ....................
ب - .................سعدي / گويند خلاف ؟؟ داناست
پ – از غرقه ي ما خبر ندارد / .................درياست
درآمدي بر ادبيات دوران مشروطه :
انقلاب مشروطه باعث گرديد تا با تحولات سياسي و اجتماعي بوجود آمده، زبان و ادب فارسي نيز دچار دگرگوني شود، در شعر و نثر دوره ي مشروطه، واقعيات زندگي و مسائل سياسي و اجتماعي مطرح گرديده . مثل ها ، اصطلاحات ، قصه ها و رويدادهاي زندگي مردم عادي در ادبيات جا باز كرد، واژه ها و تركيب هاي ناآشناي عربي كم شده، عبارت هاي پيچيده و طولاني و جمله هاي پيوسته و پي در پي كاهش يافته و در نتيجه زبان شعر و نثر ساده تر و به زبان مردم كوچه و بازار نزديك شد. در دوره ي مشروطه ، طنز و نقد سياسي و اجتماعي افزايش يافت و نثر طنز اميز اين دوره در خدمت مبارزه سياسي قرار گرفت.
در دوره مشروطه طنز و نقد سياسي و اجتماعي افزايش يافت و نثر طنز آميز اين دوره خدمت مبارزه سياسي قرار گرفت.
دهخدا و سيدشرف الدين حسني (نسيم شمال) از طنز پردازان نامدار عصر مشروطه اند در دوره ي مشروطه، داستان نويسي به شيوه ي تازه و نمايش نامه نويسي به تقليد از اروپائيان پديد آمد.
مشروطه ي خالي :
‌نكته : علامه ، علي اكبر دهخدا در سال 1258 ه‍.ش در تهران متولد شد و پس از آموختن علوم ادبي و ديني در مدرسه اي علوم سياسي به تحصيل ادامه داد. دهخدا در انقلاب مشروطه به جمع آزاديخواهان پيوست و در انتشار روزنامه صور اسرافيل به ياري دوستش، ميرزا جهان گير كه سردبير و ناشر روزنامه بود، برخاست. مقالات سياسي – انتقادي دهخدا در روزنامه صور اسرافيل با عنوان چرند و پرند با امضاي دخو به چاپ مي رسيد. اين مقالات در قالب طنز و با نثري ساده نوشته مي شوند.
ارزشمندترين فعاليت علمي دهخدا پديد آوردن افت نامه است كه بزرگترين فرهنگ نعت و دايره المعارف زبان فارسي به شمار مي رود. دهخدا در سال 1344 در تهران دار فاني را وداع گفت.
خودآزمايي درس 18 :
1 – چرا نويسنده در اين طنز سياسي، مشاجره ي پدر و مادر خود را مطرح كرده است؟
منظور نويسنده بيان اين نكته است كه همان گونه كه علت مشاجره خانواده اش ، پدرش بوده كه وكيل مدافع بوده، دليل بسياري از نابسامانيهاي جامعه و وكلاي نالايق و خودخوانده اند.

2 – به دو مورد از باورهاي مردم كه در متن درس آمده اشاره كنيد
الف – اعتقاد به اينكه پيوند عقد دختر عمو و پسر عمو از پيش در آسمانها بسته شده ب – اعتقاد به تأثير ستارگان و موقعيت آن ها در سرنوشت در زندگي انسانها

3 – باتوجه به متن تصور كنيد مادر نويسنده با سواد بوده يا بي سواد ؟ چرا؟
با توجه به عبارت «نمي دانم ذليل شده چطور از من وكالت نامه گرفت .......» مادر نويسنده بي سواد بوده است زيرا از متن وكالت نامه با خبر نبوده است.

4 – نويسنده دلش به حال مادرس مي سوزد، چه دليلي براي همدردي خود مي آورد؟
نويسنده بين گذشته ي خود و مادرش شباهتي ديده است. مادرش قبلاً نامزد پسرعمويش بوده اما ناخواسته با ديگري ازدواج مي كند. نويسنده نيز تمايل داشته با دختر عمويش ازدواج كند اما با اين ازدواج مخالفت مي شود

5 – چرا نويسنده اصرار مي ورزد كه مردم وكيل (نماينده) تعيين نكنند؟
نويسنده با تجربه تلخي كه از رفتار با مادرش داشته، نگران است كه كوشش ها و زحمات مردم در انقلاب مشروطه نيز با انتخاب وكلاي جاه طلب و خردخواه از بين برود.
ناله ي مرغ اسير: نكته : ابوالقاسم عارف قزويني، شاعر و تصنيف ساز معروف دوره مشروطه است. او از شانزده سالگي به شعر روي آورد. صدايي خوش داشت و به همين دليل مورد توجه مظفرالدين شاه قرار گرفت.
با زمزمه مشروطه، عارف به جرگه آزاديخواهان پيوست و شعر و موسيقي را به خدمت انقلاب درآورد. موضوع عمده ترانه ها و تصنيف هاي عارف «وطن» است.

معني اشعار ناله ي مرغ اسير :
بيت 1 - ترانه ها و سروده هاي من همه به خاطر ميهن است. من و پرنده گرفتار در قفس هر دو مانند هم هستيم. و به خاطر محروم شدن از آزادي است كه مي ناليم.

بيت 2 – از نسيم سحري كه آزاد است ياري مي خواهم تا ناله هاي درد آلوده مرا به كساني كه آزاده و آزادي خواهند برساند.

بيت 3 – اي هم وطنان بكوشيم تا وطن را از سلطه بيگانگان و حكومت ستمگرانه محمدعلي شاه نجات دهيم كه اگر چنين نكنيم، هميشه به همين صورت در اسارت خواهيم بود.

بيت 4 – پيشرفت ظاهري كشور به دست بيگانگان بي ارزش است. به حال چنين كشوري بايد گريست زيرا چنين وضعي موجب اندوه و تأسف بسيار است.

بيت 5 - كسي كه خود را در راه آزادي و استقلال ميهنش نثار نكند، او از مرده و لباسي كه به تن دارد، از كفن هم كم ارزش تر است.

بيت 6 – ملت ايران، اكنون به اين حقيقت پي برده است كه محمدعلي شاه شيطاني است كه در انديشه ي ويران كردن اين سرزمين است.



خودآزمايي :
1. منظور از مرغ اسير دو بيت اول چيست؟
سراينده شعر ( عارف قزويني)

2 – در كدام بيت ، بيگانه ستيزي شاعر ديده مي شود؟
خانه اي كاوشود ازدست اجانب آباد ز اشك ويران كنش آن خانه كه بيت الحزن است

3 – يكي از موضوعات اساسي در شعر مشروطه «وطن دوستي» است كه در شعر شكل افراطي آن «وطن پرستي» يا «ناسيونالسيم افراطي» مي گويندف در كدام بيت اين موضوع ديده مي شود؟
جامه اي كاو نشود و غرقه به خون بهر وطن
بدر آن جامه كه ننگ تن و كم از كفن است

4 – براي هريك از كلمات «همت» و «مسلك» دو كلمه ي هم خانواده پيدا كنيد.
اهميت ، مهم و اهتمام / شيك ، سلوك و سالك
درس نوزدهم
حاكم و فراشان
نكته ها :
سياحت نامه ي ابراهيم بيك ، اثر زين العابدين مراغه اي است. كه تاجر زاده ميهن دوست و اصلاح طلب بوده است. اين كتاب ، آئينه تمام نماي اوضاع ايران در اواخر قرن 13 هجري است كه با قلمي تند و بي پروا با زباني ساده و مؤثر نوشته شده است.
سياحت نامه ي ابراهيم بيك، در قالب يك «رمان اجتماعي» نوشته شده و موضوع كلي آن اين است كه ابراهيم بيگ (قهرمان داستان) فرزند يكي از تجار آذربايجان ساكن در مصر است كه به قصد زيارت مشهد مقدس به ايران مي آيد اوضاع نابسامان مردم و شهرهاي ايران روزگار را مشاهده مي كند. هدف نويسنده ي اين كتاب، نشان دادن پريشاني و دربه دري مردم سرگرم شدن آنان به كارهاي بيهود ، رشوه خواري، حكم رانان ، غفلت دولت ، بي قانوني و بي عدالتي و نفوذ سياست هاي استعماري است.
انتشار در سياحت نامه ي ابراهيم بيگ سهم بزرگي در بيداري مردم آن روزگار داشته است.
خود آزمايي درس 19 :
1 – جمله ي «آن طرفش را فراشان مي دانند و چون دست هاي آنان يعني چه ؟
مأموران حكومت تو را با چوب دستي هايشان به شدت تنبيه خواهند كرد

2 – نويسنده با آوردن نام هاي «پيشخدمت ، ميرآخور، تفنگدارباشي، آبدارچي و قهوه چي» در پي هم چه اوضاعي را مي خواهد نشان بدهد؟
مشغول بودن مردم به كارهاي بيهوده

3 – اصطلاح « به روي مبارك خود نياوردن» كنايه از چيست؟ معادل امروزي آنرا بنويسيد.
اهميت ندادن، اعتنا نكردن ، معادل امروزي آن محل نگذاشتن است.

4 – پيوند «باشي» در تركي به معني « رئيس و سرپرست» است. مثل فراش باشيف سه شغل ديگر را نام ببريد كه با اين پسوند ساخته شده باشد.
آشپزباشي، حكيم باشي، عكاس باشي، رمال باشي، خياط باشي

5 – دو جمله از درس بيابيد كه در آن ها به جاي ضمير «او» از «آن» استفاده شده باشد.
الف - ......و در پشت سر آن ده بيت نفر با تيپ مي آيند. ب – به ما گفت : «.... هنگام عبور آن ، كوشش و تعظيم نمائيد» پ – آن ها ابداً به روي بزرگوار خود نياورد
مرغ گرفتار :
نكته :
محمدتقي بهار ( 1266 تا 1330 ش) در مشهد به دنيا آمد ونزد پدرش، محمد كاظم صبور (ملك الشعراي آستان قدس ) شعر و فنون ادب را آموخت و در نوجواني به محافل آزاديخواهان راه يافت.
بهار در دوران استبداد صفير روزنامه هاي خراسان، و نوبهار را انتشار داد. بهار در انواع شعر دست داشته اما در قصيده سرايي مهارت بيشتري از خود نشان داده است جان مايه ي شعر بهار، «آزادي و وطن» دست از اين رو، عنوان «شاعر و آزادي» برازنده اوست.
معاني اشعار: بيت اول : من همچون پرنده اي اسير در قفس در زندان اسيرهستم، خواسته ي من اين نيست كه مرا از زندان آزاد كنيد. درخواست من اين است كه براي ازادي وسربلندي ايران و مردم ايران تلاش كنيد كه در اين صورت دل مرا هم شاد كرده ايد؟

بيت 2 و 3 : اي ياران آزاديخواه، آنگاه از نعمت بزر آزادي برخودارشديد از من كه براي آزادي رنجها كشيدم ، ياد كنيد.

بيت 4 : ياران آزادي خواه ، به ياد من كه اكنون در زندان گرفتارم، اگر پرنده اي را در قفس نگهداري مي كنيد، آن را آزاد كنيد.

بيت 5 : از اينكه زندگي من در راه بدست آوردن آزادي نابود شد. بيم و اندوهي ندارم، ياران من شما هم بايد بكوشيد آزاديخواهان را از ادامه راه مأيوس كنيد.

بيت 7 : بي عدالتي و تبعيض و رستم، شادابي و اميد را از ميان مي برد از عمر جوانن مي كاهد. اي كساني كه اداره كشور را در دست داريد، به خاطر خدا عدالت داشته باشيد.

بيت 8 : اگر به خاطر بي عدالتي شماف حق مظلومي پايمال و زندگي او تباه شود. امكان ندارد كه شما زندگي آرام و آسوده اي را داشته باشيد.

بيت 9 : اگر نصيب من، گوشه ي زندان شد، در عوض شما به آزادي كه نعمتي خدادادي است دست مي يابيد، شما بايد شكر گذار و حافظ اين نعمت باشيد.
خودآزمايي درس 19
1 – در بيت زير با كدام ادبيات درس ارتباط معنايي دارد؟
به چشم خوش ديدم در گذرگاه / كه زد بر جان موري مرغكي راه
هنوز از صيد، منقارش نپرداخت/ كه مرغ ديگر آمد كار او ساخت
خلاصه مفهوم ابيات، من اين صحنه را به چشم خود ديدم كه روزي پرنده ي كوچكي ، موري را شكار كرد هنوز آن مور را كامل نخورده بود كه پرنده ي ديگر آمد و او را صيد كرد. ابيات بالا با دو بيت زير خصوصاً بيت دوم ارتباط معنايي دارد.
آشيان من بيچاره اگر سوخت چه باك / فكر ويران شدن خانه ي صياد كنيد
گر شد از جور شما خانه موري ويران / خانه خويش محال است كه آباد كنيد

2 – يك نمونه «مراعات نظير» در شعر بيابيد.
بهترين آرايه ي مربوط به واژه هاي «بيستون، شيرين و فردها» در بيت ششم است

3 – منظور از «گنج خدا داد» در بيت پاياني چيست؟
منظور آزادي است كه موهبتي خدادادي است. اي انسان خدا تو را آزاد آفريد، پس آزاده باش.
امام حسين (ع)

4 – خسروپرويز براي از ميان برداشتن رقيب خود (فرهاد) به دروغ مرگ شيرين را به او خبرداد و باعث مرگ فرهاد شد. شاعر از اين نكته در شعر خود چه استفاده اي كرده است؟
اين كه رنجها و سختي هايي كه آزاديخواهان، از جمله بهار متحمل مي شوند، سرانجام نمي خواهد داد. كساني كه در راه كسب آزادي تلاش مي كنند را نبايد نااميد ساخت.

5 – در غزل اجتماعي به چه مسائلي پرداخته مي شود؟
آزادي، وطن ، بيزاري از ظلم .......
غزل اجتماعي – بياموريم (8)
قالب غزل براي بيان عواطف و احساسات انساني بكار رفته است.
در عصر مشروطه با توجه به دگرگونيها و تحولات سياسي و اجتماعي، غزل نيز تعبير كرد و شاعران آزاديخواه به جاي سخن گفتن از عشق و غزلهاي سنتي به بيان مسائل اجتماعي پرداختند.
غزل هايي كه محتواي آنها بيشتر مسائل سياسي و اجتماعي نظير آزادي، وطن و بيزاري از ظلم است . غزل اجتماعي گفته مي شود.
ملك الشعراي بهار، عارف قزويني، ميرزاده عشقي و فرخي يزدي از شاعراني هستند كه غزلهاي اجتماعي بسياري سروده اند.

آزمون فصل 7 :
1 – با ايجادانقلاب مشروطه چه تحولي در محتواي شعر نثر فارسي پديد آمد؟

2 – زبان شعر و نثر دوره مشروطه داراي چه ويژگيهايي است؟

3 – در دوره مشروطه كدام قالب هاي ادبي به تقليد از اروپائيان در ادبيات فارسي پديد آمد؟

4 – مفهوم كنايه هاي زير را بنويسيد
الف – هيچ وقت به او نگفتي، از اين جا پاشو ، آن جا نشين.
ب – به آسمان رفتم ، به زمين آمدم
ت – الهي هميشه نان سواره باشد و او پياده
ج – انگار مي كني يك كاسه آب داغ ريختند به سر من
چ – تازه سر حرف من افتاده اند.

5 – معني واژه هاي زير را بنويسيد.
مرافعه (........) ، عرض كشي (...........) عظم بطن (..........)

6- موضوع عمده ي ترانه ها و تصنيف هاي عارف قزويني چيست؟

7 – در مصراع در ناله ي مرغ اسير اين همه بحر وطن است.» منظور از مرغ اسير كيست؟ تعبير مرغ اسير چه آرايه اي محسوب مي شود؟

8 – در بيت« آن كسي را كه در اين ملك سليمان كرديم و ......» منظور آن كس كيست؟

9 – عبارات زير را با پاسخ هاي درست كامل كنيد.
سياحت نامه ابراهيم بيگ ، اثر ......استف اين كتاب ، آئينه ي تمام نماي اوضاع ايران در اواخر قرن ....است، اين كتاب در قالب .......نوشته شده و هدف نويسنده .........بوده است.

10 – مفهوم و به روي مبارك خو نياوردن چيست؟ معادل امروزي آن كدام است؟

11 – در بيت «بيستون بر سر راه ست» مبادا ز شيرين / خبري گفته و غمگين دل فرهاد كنيد ».

12 – آرايه ي زيباي به كار رفته چه نام دارد؟ .....كلمات مربوط به اين آرايه كدامند؟

13 – مور، استعاره از چه كساني است؟

14 – غزل اجتماعي از چه دوره اي در ادبيات فارسي رواج يافت؟

15 – نام دو سراينده معروف غزل اجتماعي را بنويسيد؟

درس بيست و بيست ويك
سفر به بصره / زندگي من سفر به بصره
نكته : «سفرنامه» اثري است كه محتواي آن شرح ديده ها و شنيده ها و تجربه هاي نويسنده از سفر است. فايده ي سفرنامه : سفرنامه حاوي اطلاعاتي سودمند است درباره مسائل مختلف جغرافيايي ، فرهنگي ، اخلاقي و .... است.
تعريف حسب حال : حسب حال ، نوشته اي است كه نويسنده در آن به بيان زندگي و حالات خويش مي پردازد و با بياني صحيح و روان و دل نشين درباره خود سخن مي گويد.
تعريف زندگي نامه و تفاوت آن با حسب حال : زندگي نامه ، اثري است كه كسي دوباره زندگي ديگري نوشته است. حسب حال نيز نوعي زندگي نامه است با اين تفاوت كه در حسب حال، نويسنده زندگي خود را بازگو كرده است.
فايده ي حسب حال : حسب حال، نويسنده را مي شناساند و علاوه بر آن اطلاعاتي مفيد از روزگار حيات او نيز بدست مي دهد.

سفر به بصره :
نكته : ناصرخسرو در اواخر قرن چهارم ه‍.ق بدنيا آمد و در اواخر قرن پنجم چشم از جهان فروبست
ناصرخسرو حكيم، نويسنده و شاعر- جهانگرد مشهور ايراني است كه به گفته ي خودش در چهل سالگي، به دنبال خوابي كه ديد از خواب غفلت بيدار شد و سفري هفت ساله را آغاز كرد.
امتيازات سفرنامه ناصرخسرو: نثر سفرنامه ي ناصرخسرو، ساده است و توضيحات آن دقيق و حاوي اطلاعاتي بسيار ارزنده از روزگار نويسنده است.
خودآزمايي درس 20 :
1 – معادل امروزي عبارات زير را بنويسيد:
بخواستم رفت : مي خواستم بروم
برنشين : سوار شو در رويم : داخل شويم

2 – چرا ناصرخسرو وزير را نپذيرفت؟
سر و وضع بدي داشت و از اين مسئله شرمگين شد، ضمناً نمي خواست كه وزير هنگام ملاقات او به خاطر ظاهر نامناسبش فردي معمولي به حساب آورد. از اين روز نامه اي نوشت تا معرف شخصيت و سواد او باشد.

3 – بيت مشهور فردوسي :
چنين است رسم سراي درشت / گهي پشت زين و گهي زين به پشت با كدام قسمت متن ارتباط معنايي دارد؟ توضيح دهيد :
به عهده دانش آموز
4 – ناصر خسرو از حوادثي كه برايش پيش آمد، چه استفاده اي مي كند؟
منظور ناصرخسرو از بازگويي اين خاطره اين است كه انسان نبايد به خاطر سختي هايي كه در زندگي برايش پيش آمد. از زندگي نااميد شود بلككه بايد به فضل و رحمت خداوند اميدوار باشد.

5 – حرف «ك» در خرجينك به چه معني است؟دو نمونه ي ديگري از اين كاربرد را در درس بيابيد.
به معني «كوچك» است و در اصطلاح دستور زبان علامت تصغير(كوچكي) ناميده مي شود. نمونه هاي ديگر اين واژه «درمك» و «دَمَك» است.
پرستو در قاف :
نكته : كتاب پرستو در قاف نوشته ي عليرضا قزوه است.
پرستو در قاف، سفر نامه حج است و نويسنده در آن، خاطرات و برداشت هاي خود را از حج در قالب سفر نامه ارائه كرده است.

خودآزمايي درس 20
1 – را نويسنده نام سفرنامه ي خود را پرستو «قاف» گذاشته است؟
كسي كه از راه مدينه سفر حج را آغاز مي كند تا به خانه ي خدا برسد با اين هجرت، خود را هر چه بيشتر به خالق هستي نزديك كند. به پرنده ي مهاجر (پرستو) مانند شده كه براي يافتن سيمرغ تا قله اي قاف پرواز كرده است. قاف بنا به افسانه كوهي است كه قله ي آن بلندترين نقطه زمين و آشيانه سيمرغ است.

2 – چرا نويسنده معتقد است كه در مدينه مي توان عطربال فرشتگان را حس كرد؟
زيرا روزگاري پيامبر (ص) ، علي (ع) و فاطمه (س) و ديگر امامان معصوم بر خاك اين شهر گام مي نهادند . آن زمان فرشتگان در كنار آن ها و اكنون نيز پيرامون فرار رسول خدا (ص) و امامان خفته در بقيع در پروازند.

3 – دو نمونه جان بخشي به اشيا (تشخيص) را در متن پيدا كنيد.
الف – كم كم شهري سپيد پوش به استقبالمان مي آيد. (مدينه يك دست سفيد پوشيده است)
ب – چقدر دلم مي خواهد مدينه را بغل كنم؟

4 – جمله ي مي خواهم بحر را در كوزه اي بريزيم، يعني چه؟ اين جمله يادآور كدام بيت مولوي است؟
مفهوم جمله اين است كه كاري كه مي خواهم انجام دهم، نا ممكن است، اين تعبير برگرفته از اين بيت است.
گر بريزي بحر را در كوزه اي / چند گنجد؟‌قسمت يك روزه اي
درس 21
زندگي من
هلن كلر در تابستان 1880 ميلادي در ايالت آلاباماي آمريكا متولد شد. پيش از دو سالگي به بيماري سختي مبتلا شد و در اثر آن از نعمت هاي بينايي، شنوايي و گويايي محروم گشت. با اين حال، با اراده ي شگفت انگيز، بر ناتوانائيهاي خود غلبه كرد. مراحل تحصيل را با رنجي وصف ناشدني پيمود و در بيست و چهارسالگي به اخذ درجه ي ليسانس از دانشگاه نايل آمد. هلن كلر چندين كتاب نوشت كه يكي از آن ها به نام زندگي من درباره خود اوست.
هدف هلن كلر در كتاب زندگي من اين است كه نشان دهد، «نقص جسماني به هيچ وجه مانع پرورش قواي روحي و فكري نيست».

خودآزمايي درس 21:
1 – هلن كلر پس از بيماري به وسيله كداميك از حواس پنجگانه خود با جهان خارج ارتباط داشت؟
حس لامسه

2 – منظور هلن كلر از اين جمله ها «در اين راه بارها به عقب مي لغزيدم ، كمي جلو مي رفتم سپسس اميدوار مي شدم» چيست؟
منظور اين است كه دشواريها و رنج هاي زياد و تحصيلات دانشگاهي بارها مرا خسته و افسرده مي كرد و با سختي و كوشش همه موانع را از سر راه برداشتن و پيشرفت مي كردم.

3 – نويسنده چه چيزهايي را براي خود نور خورشيد و بهشت دانسته است؟
كتاب را ما نند نور خورشيد، روشنگر و زندگي بخش مي داند. ادبيات را هم بهشت موعود مي داند زيرا مطالعه ي آثار ادبي سبب مي شدند كه طرز نگاه او به جهان دگرگون شود ، به هدف هاي والاتر بينديشد. نقص جسماني خود را فراموش كند و به لذت روحاني و ارامشي كه جلوه اي از بهشت است، برسد.
درس بيست و دوم
پيرمرد چشم ما بود
1 – نويسنده در كجا همسايه ي نيما شده بود؟
شميران
2 – چرا همسر و فرزند نيما از او گله داشتند؟
زيرا از نظر آن ها نيما به وظيفه اش به عنوان همسر و پدر عمل نمي كرد و فقط به شعر اهميت مي داد.
3 – آيا نيما به زندگي شهري عادت كرده بود؟
خير نيما اصلاً با زندگي شهرنشيني اخت نشد و پس از آن همه سال كه در شهر بسر برد، باز هم هواي كوه در دماغش بود.
4 – نيما و همسرش از چه وضعي به تنگ آمده بودند؟
آنها وضع مالي خوبي نداشتند و در چنين شرايطي خانه ي آنها پناهگاهي شده بود براي شاعران جوان كه مرتب به آن جا سر مي زدند.
5 – به نظر ؟؟ فرياد نيما را در كجا مي توان شنيد؟
در اشعارش
6 – منظور از جمله ي در هم چون مرواريد در دل صدف كج و كوله سال ها بسته ماند» چيست؟
يعني روح شاعر از زندگي غريبانه در تهران و نيز محدوديت هايي كه برايش ايجاد مي كردند، آزرده شد و ارزش كار او سال ها ناشناخته ماند.
آزمون فصل 8 :
1 – به چه نوشته اي، حسب حال، گفته مي شود؟ حسب حال نويسي چه فايده اي دارد؟
2 – سفر نامه ي ناصرخسرو از نظر «زبان» و «محتوا» از چه امتيازاتي برخودار است؟
3 –معني و مفهوم عبارت زير را بنويسيد
الف – سر مه بود كه موي سرباز نكرده بوديم
ب – مكاري سي دينار مغربي شتر بر ما داشت.
پ – رقعه اي نوشتم تا از آن قياس كند كه مرا اهليت چيست
4 – معني واژه هاي زير را بنويسيد.
برنشستن (.......) در حال (.........) اعرابي (.........) دين(........) دلاّك (........) مسلخ (.....) شدت (.......) نوال (........)
5 – هدف ناصرخسرو از شرح ماجرايي كه براي وي و برادرش در بصره پيش آمد، چيست؟
6 – در كلمه «خرجينك» مفهوم پسوند «ك» چيست؟
7 – در جمله ي كم كم شهري سپيد پوش به استقبالمان مي آيد چه آرايه ي ادبي وجود دارد؟
8 – عبارت زير در توصيف كدام امام دفن شده در بقيع است؟ مقصتود نويسنده ا زاين تعبير چيست؟ «و تقدير چنين شد كه آفتاب، سنگ مزارش باشد)
9 – به سه مورد از نشانه هاي دستور تاريخي عبارات زير ( از متن سفر به بصره) اشاره كنيد.
درمكي چند سياه در كاغذ كردم كه به گرمابه بان دهم تا باشد كه ما را دمكي چند زيادت تر در گرمابه بگذارد تا شوخ از خود بازكنيم / روز سيوم به مجلس وزير شديم چون از در گرمابه به در رفتيم، همه بر پاي خاستند.
10 – معني و مفرد واژه ي«مواهب» چيست؟
11 – هلن كلر به كتاب و مطالعه ادبيات، اشتياق فراواني داشته است. او «كتاب» و «ادبيات» را به چه چيزهايي تشبيه كرده است؟
12 – جمله ي «پيرمرد (نيما) ، چشم زمانه ي ما بود» دو مفهوم در بردارد، آنها را بنويسيد.
13 – تعبير «همچون مرواريد در دل صدف كج و كوله اي سال ها بسته ماند» . به چه اتفاقاتي در زندگي نيما اشاره دارد؟
14 – در عبارت «او را زياد مي ديديم، كيفي بزرگ بدست داشت و به خريد مي رفت و بر مي گشت سلام عليكي مي كرديم و .....» كدام ويژه گي نثر جلال ال احمد كاملاً مشهود اس
درس بيست و سوم
درآمدي بر ادبيات فارسي برون مرزي درآمدي بر ادبيات فارسي برون مرزي :
نكته : حوزه ي گسترش زبان فارسي در روزگار گذشته ، بسيار وسيع بوده و از مديترانه تا سند و از بين النهرين تا ماوراي سيحون داشته است. در دو قرن اخير بر اثر «كشمكش هاي سياسي و نفوذ استعمار انگليس» ارتباط زبان فارسي شبه قاره هند با زبان فارسي قطع شد و د رنتيجه دامنه ي گسترش زبان فارسي، بسيار محدود گرديد.
امروزه زبان فارسي در دو كشور «افغانستان» و «تاجيكستان» هم چنان رايج است.
زبان فارسي در كشور افغانستان زبان رسمي است و به نام «فارسي دري» خوانده مي شود.
زبان فارسي در كشور تاجيكستان با نام زبان «تاجيكي» رايج است.
ادبيات هر سه منطقه شبه قاره ي هند و پاكستان ، افغانستان و تاجيكستان ، با توجه به شرايط سياسي، اقليمي و فرهنگي تحولات فراواني يافته اما روح زبان و ادب فارسي هنوز در آنها باقي است.
برخي از شاعران و نويسندگان مشهور زبان فارسي هند و پاكستان، تاجيكستان و افغانستان در گذشته و حال عبارتند از : اميرخسرو دهلوي، بيدلي دهلوي، اقبال لاهوري / صدرالدين عيني ، سفيد گل رخسار، عبيد رجب/ محمد ابراهيم صفا و خليل الله خليلي
مسافر
نكته : اقبال لاهوري ، شاعر متفكر پاكستاني و بزرگترين شاعر غيرايراني است كه اشعار بسياري به زبان فارسي سروده است. از ويژه گيهاي محتوايي اشعار اقبال، غرب ستيزي و مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب است.
معاني ابيات مسافر : بيت اول : پس از مرگم هرگروهي كه خود را صاحب انديشه اي مي دانند خواهند گفت كه آنها را خوب شناخته و من با آنها هم عقيده بوده ام.
بيت دوم : اما افسوس كه هيچ كس به درستي به پيام دردآلود پي برد و ندانستند كه براي چه عقيده و هدف بزرگي تلاش كرده ام و با چه كساني دردمندانه سخن گفتم.
معاني ابيات ديده ور : معني بيت 1 : خردمندان بسياري به عرصه ي وجود آمدند و انديشه هاي خود را بسيار زيبا و لطيف تر از گلبرگ با سخن بيان كردند.
2 - ولي من از ميان آنها كساني را خردمند واقعي مي دانم كه رنج ها و دشواريهاي زندگي را ديد و چشيد اما با مردم از اميد و خوش بيني سخن گفت
سروري بيت 1 : خداوند آن ملتي را عزيز و سربلند خواهد كرد كه مستقل و آزاد زندگي مي كنند و به دور از دخالت بيگانگان، خود براي كشورشان تصميمي بگيرند.
بيت 2 : خداوند ملتي را به ديگران وابسته اند را به حال خود مي گذارد و آنها را از نعمت آسماني آزادي و استقلال محروم خواهند ماند.
دريا : بيت 21 : نخبگي هدف زندگي را با چه بيان زيباي با فرزندش در ميان گذاشت. او به فرزندش گفت : در قانون زندگي و در دين ما آمدن به ساحل دريا ممنوع و حرام است.
هميشه از ساحل دوري كن و خود را با امواج سرگش درگير ساز زيرا آشيانه ي ما دريا است.
(مقصود اين است كه زندگي براي آسايش طلبي نيست، بلكه مفهوم واقعي زندگي جدال و رو به رو شدن با سختي هاست.)
خودآزمايي درس 23 :
1 – در اين درس مسافر كيست و غربتش در چيست؟
منظور خود شاعر است و احساس غربت او به خاطر اين است كه در ميان مردم بود و با مردم سخن گفت اما كسي به عمق سخن دردآلود او پي نبرد.

2 - «ديده ور» از نظر شاعر چه كسي است؟
آن كسي كه خود در رنج و دشواري است و تلخيهاي بسيار ديد اما با مردم از اميد ، نيكي در زندگي سخن گفت.

3 – مفهوم آيه شريفه« ان الله لا يُغيّر ما بقْومٍ حتي يغيّروا ما بانْفسهم » در كدام بيت ديده مي شود؟
در بيت : خدا آن ملتي را سروري داد / كه تقديرش بدست خويش بنوشت.

4 – در آخرين شعر زندگي چگونه وصف شده است؟
زندگي واقعي يعني پرهيز از آسايش طلبي و تن پروري و مبارزه با ناملايمات و سختي ها

لاله آزاد
نكته : محمد ابراهيم صفا ، از شاعران معاصر افغانستان است .مجموعه اي از سروده هاي اين شاعر با نام در نواي كوهسار ها چاپ شده است .
گل لاله (شقايق يغمائي )به جهت رنگ قرمز گلبرگ ها و خال هاي سياهي كه دوقاعده گل برگ را دارد ، به لاله داغدار معروف است .
در شعر فارسي ، لاله قرمز در مفاهيم نمادين گوناگون بكار رفته : به سبب سرخي گل برگ ها ، نماد (اشك خونين ) و (چهره معشوق ) يه سبب خال سياه ميانه اي آن ، نماد (دل سوخته عاشق ) و در سروده محمد ابراهيم صفا ، لاله هاي وحشي ، نماد (آزادگي و وارستگي ) است .
خود آزمايي : درس لاله آزاد
1- در بند اول ، لاله ، ( صفت آسايش جويي و دست پرور بودن )را با چه تغييراتي از خود دور ميكند ؟
لاله با اشاره به ويژگيهاي «خودرو بودن» «خودبويي» زندگي آزاد در دشت و پرهيز از زندگي در باغ و سيراب شدن با باران و بي نيازي از جوي باغ ، آسايش جويي و دست پرود بودن را نفي موجودي آزاده و وارسته معرفي كند.

2 – در كدام مصراع، لاله خود را مقدس شمرده است؟
« هر صبح نسيم آيد بر قصد طواف من» كه يادآور طواف حاجيان دور كعبه است.

3 – چه رابطه اي بين «رفتن» و «بوي دلاويز» است؟
خفتن نام شهري در تركستان شرقي واقع در سرزمين چين، آمدي ز اين ناحيه در زير پوست شكم خود، كيسه اي را به اندازه تخم مرغ يا نارنج كوچك دارد. (ناقه) . در اين كيسه ماده اي بسيار معطر وجود دارد كه مشك (مشك) ناميده مي شود.

4 – مصراع دوم بيت :
«اي سروپاي بسته به آزادگي مناز / آزاده من، كه از همه عالم بريده ام»
با كدام مصراع هاي درس هم معني است؟
مصراع دوم بيت مورد نظر، با بسياري از مصراع هاي شعر «لاله ي آزاد» هم معني است .
از جمله :
من لاله ي آزادم ، خود رويم و خود بريم ، / سعي كن كسي منت بر خود نپذيرم من / در بر ساقه ي خود ثابت ، فارغ ز مدد كارم / بر فطرت خود نازم ، وارسته ضميرم من» / آزاده برون آيم آزاده بميرم من»

5 – مصراع « رانده ست جنون عشق از شهر به افسونم، يادآور كدام داستان و كدام درس كتاب است؟
يادآور داستان ليلي و مجنون است و اينكه مجنون از غم عشق ليلي در كوه دشت آواره مي شود.

6 – لاله «وابستگي» خود را چگونه وصف كرده است؟
لاله، نخست به نشانه هايي از آزادگي و وارستگي خود اشاره مي كند و سرانجام اين گونه ميگويد كه آزاده برون آيم، آزاده بميرم من، از نخستين لحظه ي حيات آزاده بوده ام و تا آخرين دم زندگي نيز آزاده خواهم ماند.
درس بيست و چهارم
تا هست عالمي ، تاهست آدمي تا هست عالمي ، تاهست آدمي اين شعر از عبيد رجب، شاعر معاصر تاجيكي است و قالب شعر نيمايي است. اين سفر گرم و شورانگيز زبان حال ملت تاجيك در ميان دلبستگي و عشق شديد آنان به زبان فارسي دري است.
خود آزمايي :
1 – شاعر ، زبان فارسي دري را به چه چيزهايي تشبيه كرده است؟ شاعر، زبان فارسي دري را «به جان» «ساز» ، «لاله ي كوهي» ، «بار شكر»، «پند مادر»، «بنفشه»، «نازبوي» ، «چشمه»،«آب روان»، «سبزه هاي بهار» در صداي آبشار ، «موج» «شهدناب» ، خاك كشور «ذوق كودكي » در بيت هاي رودكي ، «نور» تابش خورشيد مانند كرده است.
2 – مقصود از «لفظي كه پيش هم سخنم آورد سجود» چيست؟ زبان فارسي آنچنان تواناست كه من مي توانم همه گونه احساس و انديشه را به كمك آن بيان كنم.
3 – به نظر شما علت تكرار برخي از مصراع ها چيست؟ علت تكرار، تأكيد است و تكرار جمله ي باور كنم در اين سروده، اين معني است كه هرگز باور نمي كنم.
4 – دو شاعر و نويسنده تاجيك را نام ببريد. «يوسف احمد زاده» ، «صدرالدين عيني»
آزمون فصل 9 :
1 – در قرن اخير چه عواملي سبب محدود شدن حوزه ي زبان فارسي در خارج از ايران شد؟

2 – اقبال ، عبيد رجب و محمد ابراهيم صفا، از شاعران معروف فارسي زبان در چه كشوري هستند؟

3 – در عشر «اقبال» منظور از «ديده ور» چگونه انساني است؟

4 – در شعر «نهنگي بچه ي خود را چه خوش گفت / به دين ما حرام آمد كرانه ........» هدف زندگي از نظر شاعر چيست؟

5 – در شعر فارسي ، لاله ي سرخ در چه مفاهيم نمايدني بكار رفته است؟

6 – تعبيرهاي خودرو، خود بو، همه فطرت آهو ، و فارغ از لب جوي بودن، نشان دهنده ي كدام صفات و ويژگيهاي «لاله ي كوهي (وحشي) است؟

7 – باتوجه به مصراع «رانده است؟ جنون عشق از دشت به افسونم «لاله ي وحشي به كدام شخصيت معروف داستانهاي برخي مانند شده است؟

8 – با توجه به تعبير «قصد زبان به سازش، شاعر از كدام آرايه ادبي استفاده و بكدام ويژه گي زبان فارسي اشاره كرده است؟

9 – در شعر عبيد رجب ( شاعرفارسي زبان تاجيكي) منظو راز «صد مرد معتبر» چيست؟

10 – باتوجه به مصراع هاي «سرسان مشو عدد / متجمي ز من مجوي / كاين عشق پاك در دل دل پرور جهان / ماند همي جوان »
الف – منظوراز «عدو» چه كساني است؟
ب – معني «متجمي زمن مجو» چيست؟
پ – منظور از عشق پاك چيست؟

سه شنبه, 31 اردیبهشت 1392