ادبيات فارسي - گام به گام
| فهرست مقاله |
|---|
| ادبيات فارسي - گام به گام |
| دروس5 تا 8 |
| دروس9 تا12 |
| دروس13تا16 |
| دروس17 تا20 |
| دروس20تا24 |
| همه مقالات |
درس اول
با تو ياد هيچ كس نبود روا
آنچه مي خوانيد چند بيت نيايش از مثنوي مولانا (604 – 672 ه.ق) است. (قرن هفتم)
بيت اول :
اي خداي مهربان و بخشنده ، اي كه از فضل و بخشش تو حاجت هر نيازمند برآورده مي شود، با بودن خدايي چون تو، شايسته نيست . كه بنده به ديگري روي آورد و از غير تو ياري بخواهد.
بيت 2 :
خدايا ، داشن اندك ما را كه همچون قطره اي از درياهاست. به درياهاي دانش بيكران خود متصل كن
بيت 3 :
خدايا، همان قطره كه از درياي معرفت دانش خود به ما بخشيدي، از آلودگي به هوا و هوس و گرايش هاي مادي و لذت هاي جسماني حفظ كن.
بيت 4 :
خدايا همچون پرندگان حريص و گرسنه اي كه در مسير پروازشان دام هاي پردانه ي بسياري گسترده شده، در مسير زندگي ما نيز امكان لغزش و خطا و گمراهي بسيار است.
بيت 5 :
اما اگر در هر قدم از مسير زندگي ماف هزاران قطر باشد، نگراني و اندوهي نداريم زيرا مي دانيم كه تو براي خداي مهربان، هرگز بنده ات را تنها گذاري.
بند 6 :
از خدا مي خواهيم كه ما را موفق كند كه بنده ي ، مطيع و شاد باشيم. زيرا بنده ناسپاس و نافرمان از لطف پروردگار محروم خواهد شد.
بند 7 :
انسان ناسپاس و گمراه تنها به خودش بدي نمي كند، اخلاق رفتار بد او مانند آتش به همه جا سرايت مي كند و به همه زبان مي رساند.
خودآزمايي درس 1 :
1. در درس ستايش خدا و پيغمبر بين كدام كلمات آزايه ي «سجع ديده مي شود؟ (مثال : تابنده و پاينده)
سجع همانندي كلمات در پايان دو جمله يا بيشتر است.
آفريننده اي است كه پرستيدن اوست سزاوار، دهنده اي است كه خواستن جز او نيست خوش گوار . هست كننده از نيست كننده از هستي
كلمات سجع در ساير عبارات درس :
خواري و سروري / زيبنده و درخورنده / گزيد و رسيد / باز پسين و پيشين / بندي و پندي / راه نماينده و آگاهاننده / ستوده و شنونده / بركار و خار
2. منظور از جملات پاياني متن چيست؟
منظور از جملات «تا باد و آب و ......» اين است كه تا جهان باقي است.
3. متصل گردان به درياهاي خويش يعني چه ؟
خدايا ، دانش و معرفت ما را بيشتر كن
4. چرا بي ادب از لطف پروردگار محروم مي شود؟
زيرا با نافرماني و ناسپاس خود نشان مي دهد كه لايق بهره برداري از نعمتهاي بي كران پروردگار نيست.
فصل اول انواع ادبي (1)
درس دوم - ادبيات حماسي
فصل اول – انواع ادبي (1)
دسته بندي آثار ادبي به ما كمك مي كنند تا آن را آسان تر و بهتر بشناسيم و ارزيابي كنيم.
گذشتگان ما آثار ادبي را بر اساس صورت و شكل ظاهري تقسيم بندي مي كنند.
چنان كه قالب هاي شعر فارسي را – به جز دو قالب قصيده و غزل – بر اساس شكل ظاهري يعني طرز قرار گرفتن قافيه ها و مقدار ادبيات، نام گذاري كرده اند، هم چنين آثار نثر فارسي را با توجه به شيوه نگارش آن ، به نثر ساده ، نثر سجع و ...... دسته بندي و نام گذاري كرده اند.
در ادبيات جهان ، آثار ادبي بر اسسا «انديشه و محتوا» به چهار نوع اصلي تقسيم و دسته بندي شده اند:
1. ادبيات حماسي
2. ادبيات نمايشي
3. ادبيات غنايي
4. ادبيات تعليمي
درس 2 – ادبيات حماسي :
تعريف اثر حماسي :
حماسه در اصطلاح روايتي داستاني است كه از تاريخ تخيلي يك ملت كه با قهرماني ها و اعمال و حوادث خارق العاده در مي آميزد. اثر حماسي داراي چهار ويژگي است :
1. به صورت داستان است
2. مربوط به يك ملت است
3. در بردارنده قهرماني و دلاوريهاست
4. حوادث و رويدادهاي غيرعادي در آن ديده مي شود
ويژگي اصلي اثر حماسي تخيلي بودن و شكل داستاني آن است.
قهرمان يك اثر حماسي انساني آرماني و برتر است. نظير رستم در شاهنامه فردوسي در آثار حماسي حوادث غيرطبيعي و خلاف عادت فراوان است. اين رويدادها نشان دهنده ي آرمان ها و آرزوهاي بزرگ يك ملت در زمينه هاي اخلاقي و نظام اجتماعي است. و عقايد كلي آن ملت را درباره مسائل اصلي انساني مانند آفرينش، زندگي و مرگ بيان مي كند. بزرگترين حماسه سراي ايران حكيم ابوالقاسم فردوسي، حدود 370 ه.ق (نيمه دوم قرن چهارم) نظم شاهنامه را آغاز كرد و بيش از سي سال براي سرودن آن رنج مي برد. شاهنامه را مي توان به سه بخش اساطيري، حماسي و تاريخي تقسيم كرد.
غم نامه ي رستم و سهراب كه از برجسته ترين داستانهاي شاهنامه است مربوط به بخش حماسي است.
رزم رستم و سهراب (1)
معاني اشعار و ادبيات درس :
رستم به هنگام ترك شهر ، نزد تهمينه آمد و مهره اي را كه بر بازو داشت:
بيت2 :
رستم مهره را به همسرش، تهمينه داد و گفت : از اين مراقبت كن . اگر تقدير تو را صاحب كرد، اين مهره را به گيسوي او بياويز.
بيت 3 :
و اين كار را در زماني مناسب و مبارك و با اميدواري و خوش بيني انجام بده
بيت 4 :
ولي اگر تقدير و سرنوشت تو را صاحب پيدا كرد، اين مهره را كه نشان و ياد بود پدر اوست به بازويش ببيند
بيت5 :
پس از گذشت نه ماه، از تهمينه پسري متولد شد كه مثل ماه تابان بود
بيت 6 :
چون كودك چون كودك هنگام خنديدن چهره اش سرخ شد و مانند گل شاداب، شكفت، مادرش، تهمينه، نام او را سهراب (=سرخ آب) گذاشت.
بيت 7 :
هنگامي كه سهراب يك ماهه شد، جثه اش مانند كودك يك ساله بود بدنش با وجود خردسالي، مانند بدن پدرش ورزيده بود.
بيت 8 :
وقتي كه سهراب ده ساله شد. آنچنان قوي شده بود كه در توان زمين كسي توانايي مبارزه با او را نداشت.
بيت 9 :
فرزندم، نو پسر رستم، آن پهلوان قوي و نيرومندي ، تو از نسل زال، سام و نريماني
بيت 10 :
تهمينه ادامه داد كه از زماني كه خداوند جهان را آفريده است تا اين زمان ، پهلواني مانند رستم آفريده نشده است.
بيت 11 :
سهراب گفت : در حاليكه جهان پهلواني چون رستم، پدر من است و فرمانده ي رشيد و دلاوري چون من، فرزند اوست، كسي جز ما شايستگي پادشاهي را ندارد.
بيت 12:
افراسياب به فرماندهان سپاهي كه همراه با سهراب عازم ايران مي شدند سفارش كرد كه اين راز همچنان بايد نهفته بماند و رستم و سهراب نبايد همديگر را بشناسند.
بيت 13 :
پسر (سهراب) نبايد كه پدرش را بشناسد كه اگر چنين شود، به پدرش (رستم) دل بستگي عميقي پيدا خواهد كرد.
بيت 14:
شايد كه به خاطر ناشناس ماندن آن پهلوان نيرومند و كهن سال (رستم)، به دست اين شير مرد جوان كشته شود.
بيت 15:
پس از آنكه رستم به دست سهراب كشته شد، كار سهراب را هم بسازيد و يك شب او را در خواب به قتل برسانيد.
بيت 16:
كاووس به سپهسالار خود دستور داد كه برو و رستم را دستگير كن و به دار بياويز و ديگر هرگز درباره ي او با من سخن مگو.
بيت 17:
مفهوم گرز و شمشير كينه را از كف افكندن و دست از جنگيدن و مبارزه كشيدن است
بيت 18 :
دل من به تو علاقه و تمايل دارد و تصور جنگ با كسي چون تو، عرق شرم بر چهره ام مي نشاند.
بيت 19:
شب گذشته، تصميم من و تو، اين بود كه هم اكنون با هم مبارزه كنيم.
بيت 20 :
من و تو با هم مبارزه مي كنيم. نتيجه اين بازي بي ترديد همان خواهد بود كه خداوند اراده كرده است.
خودآزمايي درس 2:
1 – يكي از ويژگيهاي داستان هاي حماسي، وجود حوادث خارق العاده است. به كدام قسمت داستان چنين موردي ديده مي شود؟
چون يك ماه شد همچو يك سال بود / برش چون بر رستم زال بود
چون سال شد، زان زمين كس نبود / كه يارست با وي نبرد آزمود
رشد و بلوغ جسماني رستم گونه و حيرت انگيز سهراب و اينكه او در سنين نوجواني و پهلواني و نيرومندي، در توان زمين بي رقيب است و به عنوان سردار سپاهي عظيم، به ايران لشكر كشي مي كند، از صحنه ها و رويدادهاي خارق العاده ي اين داستان حماسي است.
2 – افراسياب با فرستادن سپاه به ياري سهراب، چه هدفي را دنبال مي كرد؟
او اميدوار بود، رستم كه فرمانده ي قدرتمند سپاه ايران است . به دست فرزندش كشته شود، سپس خود سهراب در حالي كه در خواب است. به دستور او به قتل برسد. در اين صورت افراسياب همه از جانب ايران و همه از جانب سهراب . كه فرمانده دلاور سپاه خود اوست ، آسوده خاطر مي شود.
3 – هدف سهراب از لشكر كشي به ايران چه بود؟
كه پدر خود را بيابد، كاووس (پادشاه ايران) را از تخت بردارد و پدر را به پادشاهي ايران برساند، آنگاه به توان زمين باز گردد، افراسياب را نيز از حكومت بركنار كند و خود پادشاه توران شود.
4 – با توجه به مصراع «به گردن لشكر سپهدار گفت» مقصود از «سپهدار» كيست؟
افراسياب
ث – و از همه مهم تر از ناگشوده ي تقدير و سرنوشت است
دگرگونه تر باشد، آيين ما / جز اين باشد آرايش دين ما
2. رديف :
رديف كلمه يا كلماتي است كه در پايان مصرع ها يا بيت ها، پس از قافيه عيناً تكرار مي شود و معني آن كلمه نيز يكسان است . اگر كلمات پاياني تنها از نظر شكل و نگارش يكسان باشند و معني آن ها يكسان نباشد، كلمات قافيه به حساب مي آيند نه دريف.
3. سجع :
به هماهنگي كلمات پاياني دو جمله يا بيشتر، اصطلاحاً سجع گفته مي شود.
4. تضاد :
كاربرد هنرمندانه دست كم دو كلمه كه معناي آنها مخالف هم باشد، آرايه ي تضاد ناميده مي شود. نام ديگر آرايه ي تضاد ، طباق است.
همت كننده از نيستي / نيست كننده پس از هستي . هست كننده و نيست كننده
5. تشبيه :
الف – مشبه چيزي يا كسي كه آن را به چيزي يا كسي ديگر تشبيه مي كنيم.
ب – مشبه به : چيزي يا كسي كه مشبه مانند آن شده است
پ – وجه شبه : همانندي يا همانندي هاي موجود بين مشبه و مشبه به
ت – ادوات تشبيه : كلمه اي كه رابطه ي تشبيه را برقرار مي كند از جمله چون، مانند، نظير........
تنش چون بيد لرزان است
تن -> مشبه / چون -> ادوات تشبيه / بيد -> مشبه به / لرزان -> وجه شبه
6 – تشخيص :
نسبت دادن حالات و رفتار انسان به غيرانسان ، آرايه ي «تشخيص» ناميده مي شود.
7 – نماد :
نماد يا نشانه پديده اي است كه چون ويژگي و صفتي را در حد فريادي در خود دارد، مظهر و سمبل آن ويژگي شده است. مانند شير كه نماد قدرت است.
جهاد -> نماد آزادي و خرمي
دريا -> عظمت و بخشندگي
8 – ضرب المثل :
ضرب المثل جمله اي است بسيار كوتاه و پرمغز و پند آموز كه در ميان مردم رايج شده است.
مانند :
باد آورده را باد مي برد. به مفهوم هر چه بدون زحمت بدست مي آيد. انسان قدر آن را نمي داند و زود هم از دست مي رود.
9 – لطيفه هاي ادبي :
لطيفه هاي ادبي سخني است كه حاوي نكته اي «لطيف و عبرت آموز است و طرز بيان آن طنز است»
10 – قطعه :
قطعه قالبي است كه مصراع هاي زوج (دوم) بيت هاي آن هم قافيه اند. محتوا و مضمون قطعه غالباً «پند و اندرز » است. كوتاه هترين قطعه از دو بيت تشكيل مي شود.
11. مثنوي :
مثنوي شعري است كه دو مصرع، دو مصرع هم قافيه اند. مثنوي به دليل آساني قافيه براي سرودن داستان ها و نشان¢ *مطالب طولاني مناسب است. اگر كلمات قافيه را به ترتيب با علامت هاي * دهيم، قالب مثنوي بدترين شكل است.
كوتاه ترين مثنوي دو بيت دارد.
12. غزل :
غزل شعري است كه قافيه در مصرع نخست و تمام مصرع هاي زوج آن رعايت مي شود و محتواي آن معمولاً بيان عواطف و احساسات است.
اگر كلمات قافيه را به علامت ستاره نشان دهيم نمودار قالب غزل به صورت زير است.
تعداد ابيات قصيده معمولاً بيش از غزل است.
درس چهارم قطعه هاي نمايشي
تعريف ادبيات نمايشي : گونه اي از ادبيات است كه براي نمايش و اجرا در صحنه، نوشته مي شود.
مسابقه ي ادبيات نمايشي :
ادبيات نمايشي بيشتر در يونان و دوم مسابقه داشته است.
موضوع اساسي ادبيات نمايشي :
تحليل روحيات انسان و نحوه برخوردار با حوادث وظيفه ي اساسي و ادبيات نمايشي است.
انواع ادبيات نمايشي :
ادبيات نمايشي در غرب به سه شاخه ي كلي تقسيم مي شود:
الف – تراژدي
ب- كمدي
پ – درام
تعريف نمايش نامه ي تراژدي :
تصوير ناكامي اشخاص برجسته است.
تعريف نمايش نامه ي كمدي :
تجسم عيوب و رذيلت هاي اخلاقي است به گونه اي كه مايه ي خنده باشد.
تعريف نمايش نامه درام :
نمايش نامه اي است كه در آن، شكل عادي زندگي با همه تضادها و تعارض ها ارائه مي شود.
درون مايه ي ادبيات نمايشي :
درون مايه و محتواي نمايش نامه ها ممكن است ديني، ملي و سياسي و اجتماعي باشد.
مسابقه ي نمايش در ايران :
نكته :
توضيح :
1. همان گونه كه در تعرف درس گفته شد، در اجراي تعزيه گاه نارسايي هايي در وزن و قافيه ايجاد مي شد. دو نمونه را در متن پيدا كنيد.
در بيت ، «برادر جان ز جا برخيز و آور ذوالجناح امروز/ كه از بهر جهاد اهل كين گردم سوارامروز» واژه ي امروز رديف است و بيت و قافيه ندارد.
در بيت «بدان يك ساعت ديگر من و تو از جاف و كين/ شويم لب تشنه بي سر از ستم هاي شرار امروز» دومين هجاي دو مصراع با هم تفاوت دارند.
ابن سعد : خطاب به من به تو عباس، اي دلير جهان ..............
عمر سعد : ...........كنيد حمله به يك بار بر امام زمان
شعر : امير جهان، الحذر، الحذر = ز عباس ، شير ژيان ، الحذر
3 – تئاتر و تعزيه چه فرقي با هم دارند؟
آزمون فصل 1: (بدون پاسخ)
1. با توجه به جمله ي «هر كاري كه با نام خدا آغاز نشودف ابتر است».
الف – معني ابتر چيست؟
ب : اعمال انسان در چه صورتي ارزشمند و ماندگار است؟
2 . در عبارت زير، كداميك از دروازه هاي داده شده صحيح است؟
3.واژه ي «نعت و منقبت» به معني .........و ..........است.
4 . كتاب «تاريخ جهان گشا» نوشته ي (....) است. اين كتاب كه متعلق به قرن (.......) است، شرح (.....) است.
الف - .................
ب - ...................
«هر كه از روي ناداني نه او را گزيد، گزند او به ناچار به او رسيد»
8 – در جمله هاي «درود بر پيمبر بازپسين، پيش رو پيامبران پيشين»كلمات مشخص شده ، چه آرايه هايي به حساب مي آيند؟
الف - .....................
ب- ......................
9 - معني واژه ي «نيوشيدن» چيست؟
11. در عبارت مسئول شماره (10) سه آرايه ادبي را معرفي كنيد
الف ..........
ب.................
پ.................
12 – معني اين مصراع را بنويسيد ، اي خدا، اي فضل تو حاجت روا
13 – با توجه به بيت «قطره دانش كه بخشيدي ز پيش / متصل گردان به درياهاي خويش»
الف – منظور از «درياها» چيست؟
ب – شاعر از خدا چه مي خواهد؟
15 – گذشتگان آثار ادبي بطور عمده ، بر اساس ..........تقسيم و دسته بندي كرده اند.
16 – تقسيم بندي قالب هاي شعر فارسي، به جز دو قالب ......و .......براساس شكل ظاهري آنها صورت گرفته است
الف ............./
آب ........../
پ ..............
ت ...............
18- يك اثر «حماسي» داراي چه ويژگيهايي است؟
الف -
ب –
پ –
ت –
19 – قهرمان حماسه ، داراي چه ويژگيهايي است؟
20 – از هر توضيح زير كداميك صحيح است؟
الف – در آثار حماسي حوادث غيرطبيعي و خلاف عادت به ندرت ديده مي شود
ب – در آثار حماسي حوادث غيرطبيعي و خلاف عادت فراوان است
21 – شاهنامه را به سه بخش مي توان تقسيم كرد:
الف – اساطيري
ب –
پ –
22 – داستان رستم و سهراب، متعلق به كداميك از سه بخش شاهنامه است؟
23 – مفهوم مصرع دوم بيت زير چيست؟
بگيرد و به بازوي او بربدوز / به نيك اختر و فال گيتي فروز
24 – باتوجه به مصرع «ورايدون كه آيد ز اختر پسر»
الف – معني «ورايدون» چيست ؟
ب – مصراع بيانگر كدام عقيده ي پيشينيان است؟
پ – منظور از اختر چيست؟
25 – با توجه به بيت
«ز كشتي گرفتن سخن بود دوش / نگيرم فريب تو، زين درمكوش»
الف – معني «كشتي گرفتن» چيست؟
ب – مفهوم «نگيرم فريب تو » چيست؟
پ – مفهوم «زين در مكوش» چيست؟
26 – در مصراع «دگر گرفته تر باشد آئين ما» معني «دگرگونه تر» چيست؟
27 – با توجه به بيت «چو سهراب شيراوژن او را بديد / ز باد جواني دلش بردميد»
الف - «اوژنيدن» يعني چه ؟
ب – مفهوم «شيراوژن» چيست؟
پ – منظور از باد چيست؟
ت - مفهوم مصرع دوم چيست؟
28 – بيت زير را كامل و روان كنيد
از اين خويشتن كشتن اكنون چه سود / چنين رفت و اين بودني كار بود
29 – پيوستگي و وابستگي معنايي در بيت يا بيشتر ، اصطلاحاً ........ناميده مي شود.
30 – در عبارت زير چهارركن تشبيه را دقيقاً مشخص كنيد.
جواني مانند جاده اي لغزنده است كه بايد با احتياط از آن گذشت
31 – به چه نوشته اي «لطيفه هاي ادبي» گفته مي شود.
32 – كدام قالب شعري براي سرودن داستانها و مطالب طولاني مناسب است؟چرا؟
33 – هر يك از توضيحات زير، كداميك از انواع ادبيات نمايشي را معرفي مي كند؟
الف – در اين نوع ادبيات نمايشي،عيوب و رذيلت هاي اخلاقي بگونه اي خنده آور نشان داده مي شود.
ب – در اين نوع ادبيات نمايشي ناكامي اشخاص برجسته به نمايش گذاشته مي شود.
پ – در اين نوع ادبيات نمايشي نشان دهنده ي شكل عادي زندگي است با همه تضادهايش